z

zahra

@منتظرم · ۱۷۸ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۵۲ رأی)

م
منتظرم..... ۷ سال پیش
جوک

اصطلاحات جبهه، قسمت دوم:
اطلاعات عملگی:واحد اطلاعات عملیات،واحدی که نسبت به سایر واحد های سازمان رزم گرفتاری و مسئولیت بیشتری داشت.
التماس پتو:تقاضای جای برای خوابیدن.
الذین امنون وقت چایی گشنه مون:درخواست چای و غذا از مسئول سنگر یا چادر.
الهی ضعف بدنی و دقت جلدی:خدایا دقت کن جلد ما پاره نشود،به کنایه تعبیری بود که در مواقع بمباران و جنگیدن به کار می رفت.
اوشین پلو:برنج سفید بدون مخلفات.
ایران تایر:پوتین های بسیجی.
ایران گونی:شلوار و اورکت بسیجی ساخت وطن.
شادی روحشون صلوات...

م
منتظرم..... ۸ سال پیش
جوک

بعضی از اصطلاحات رزمنده ها در زمان جنگ:
چشـم چــران : دیــده بـان
عشــقِ حـوری : عـاشـق شهــادت بـودن
کـَـلّـه پـَر : سنگــرسـاز
لالــه زار : میــدانِ میــن
برمی گـردم ! یـا با رخـت ، یـا با تخـت ، یـا با یـخ :
یا زنـده میـمانم ، یـا مجـروح می شــوم ، یـا شهـید می شـوم .
پیـــاز : مــداح گــُردان
بـرادر عبـدالله : صـدا کـردن رزمنـده ای کـه اسمش را نمـی دانستــن
بــرادر مُستحَـب : رزمنــده ای کـه بفهمـی نفهمــی محـاسن داشــت
بـرادر واجــب : رزمنــده ای کـه محـاسن کـامل و بلنــدی داشــت
بـوی چلـوکباب : بـوی شـب عملیـات
تـرکش پـلو : عـدس پـلو
تجــدیدی : مجـروح شـدن و بـه شهــادت نـرسیــدن
پـلاستیک پلـو : غذایی که به جای ظرف ، داخل پلاستیک می ریختن و به خط می فـرستـادن
هیـئتـی خـوردن : دستـه جمعـی تو یـه ظـرف غـذا خـوردن
شادی روحشون صلوات...