م
منتظرم..... ۸ سال پیش
جوک

بعضی از اصطلاحات رزمنده ها در زمان جنگ:
چشـم چــران : دیــده بـان
عشــقِ حـوری : عـاشـق شهــادت بـودن
کـَـلّـه پـَر : سنگــرسـاز
لالــه زار : میــدانِ میــن
برمی گـردم ! یـا با رخـت ، یـا با تخـت ، یـا با یـخ :
یا زنـده میـمانم ، یـا مجـروح می شــوم ، یـا شهـید می شـوم .
پیـــاز : مــداح گــُردان
بـرادر عبـدالله : صـدا کـردن رزمنـده ای کـه اسمش را نمـی دانستــن
بــرادر مُستحَـب : رزمنــده ای کـه بفهمـی نفهمــی محـاسن داشــت
بـرادر واجــب : رزمنــده ای کـه محـاسن کـامل و بلنــدی داشــت
بـوی چلـوکباب : بـوی شـب عملیـات
تـرکش پـلو : عـدس پـلو
تجــدیدی : مجـروح شـدن و بـه شهــادت نـرسیــدن
پـلاستیک پلـو : غذایی که به جای ظرف ، داخل پلاستیک می ریختن و به خط می فـرستـادن
هیـئتـی خـوردن : دستـه جمعـی تو یـه ظـرف غـذا خـوردن
شادی روحشون صلوات...

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.