a

armana

@armana14 · ۷ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۹ رأی)

آ
آرمانا ۱۱ سال پیش
جوک

عمرا تو عمرتون همچین سوتی داده باشید !!!! .... یه روز باید میرفتم خونه خاله ام که یه محموله سری ( آش کشک خاله ) رو تحویل بگیرم ... چنقده مردم سر به زیر و خنده رو هم شده بودن :))) خلاصه ما هم بی دشواری رسیدیم دم در تا خواستم کفشام رو در بیارم ... چشمتون روز بد نبینه!!!!! .... آقا کفشا لنگه به لنگه بودن !!!! میفهمی ?! تمام راه رو پیاده با یه کتونی لاجوردی و یه کتونی توسی قرمز طی کرده بودم o_o" خداوندا بینایی عطا کن !!!!! آخه لامصب عادت هم ندارم بندش رو باز و بسته کنم همینطوری میپوشم میرم ... دمپایی ابری میپوشیدم سنگین تر بود !!!!

آ
آرمانا ۱۱ سال پیش
پیام

بدجور مریض بودم , تمام استخوونام تیر میکشید , قرصام رو که ریختم تو دستم یه نیگا بهشون انداختم ... نخورده بودمشون اما یه لحظه به کل مریضی خودم یادم رفت , یه لبخند زدم و یاد قبلا افتادم ... یادته قرصات رو می‌ریختی کف دستت ?! یادته میگفتم اول آبی رو بخور خوشگل تره ^_^ یادته برات آب میاوردم ?! صدای قلبت که مثل قطار بود یادته ?! گفتی مال دریچه اس که عمل کردی ... هنوز قرصات توی جعبه تموم نشدن , نسخه دارو هات رو از نو خریدم , دکتر از خارج برگشت , امروز روزت بود , کی میخوای بیایی ?!...میگویند دیگر قطارت از حوالی خونه عبور نمیکنه ... من باور نمیکنم آن کس که دیگران را سال ها از مرگ نجات داده باشد خود بمیرد ... روز پرستار مبارک بابا , همیشه تو قلبم زنده ای ...

آ
آرمانا ۱۱ سال پیش
جوک

امروز دیدم کیف دوستم خعلی سنگینه ما هم اومدیم با مرامی کنیم کیف رو ازش گرفتم خودم ببرم بقیه راهو ... حالا وسط راه برگشته بهم میگه : دستت درد نکنه الاغ هم نمیتونست اینو تا اینجا بیاره ^_^
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
الان اینو بذارم به پای تعریف مثلا ?! :|