آ
آرمانا ۱۱ سال پیش
پیام

بدجور مریض بودم , تمام استخوونام تیر میکشید , قرصام رو که ریختم تو دستم یه نیگا بهشون انداختم ... نخورده بودمشون اما یه لحظه به کل مریضی خودم یادم رفت , یه لبخند زدم و یاد قبلا افتادم ... یادته قرصات رو می‌ریختی کف دستت ?! یادته میگفتم اول آبی رو بخور خوشگل تره ^_^ یادته برات آب میاوردم ?! صدای قلبت که مثل قطار بود یادته ?! گفتی مال دریچه اس که عمل کردی ... هنوز قرصات توی جعبه تموم نشدن , نسخه دارو هات رو از نو خریدم , دکتر از خارج برگشت , امروز روزت بود , کی میخوای بیایی ?!...میگویند دیگر قطارت از حوالی خونه عبور نمیکنه ... من باور نمیکنم آن کس که دیگران را سال ها از مرگ نجات داده باشد خود بمیرد ... روز پرستار مبارک بابا , همیشه تو قلبم زنده ای ...

آ
آنشرلی ۴ سال پیش
پیام

دل پیش کسی باشد، وصلش نتوانی
لعنت به من و زندگی و عشق و جوانی
در چشم همه روی لبم خنده نشاندم
درحال فرو خوردن بغضی سرطانی
آیا شده از شدت دلتنگی و غصه
هی بغض کنی ،گریه کنی،شعر بخوانی؟
دلتنگ توام ای که به وصلت نرسیدم
ای کاش خودت را سر قبرم برسانی

آ
آنشرلی ۴ سال پیش
پیام

عاقبت روزی مزار سرد من
معبد دنجی برایت می شود
عکس من با اخرین لبخند من
شاهد شب گریه هایت می شود
می گذاری سر به روی قبر من
سنگ قبرم می شود دنیای تو
از تمام انچه باهم داشتی�
یاد مـــــــــــــن می ماندو فردای تــــــو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ♡

F
Farshad ۴ سال پیش
پیام

بی طاقتی این روزها جایی دلت گیر است
بو برده ام از شهر من قصد سفر داری
بو برده ام از عطر مشکوک تنت شب ها
جایی دگر عشقی دگر یاری دگر داری
سردی زمستانی در این گرمای تابستان
لب های بی رنگ و نگاهی بی ثمر داری
آهسته گفتی: دوستت دارم و از لحنت
معلوم شد از من کسی را دوست تر داری

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.