مَــحال اسـت بِــبَـخشم کسـے را کــه... وَسَـطِ خـنده هـایمـ وَقـتــے بـه یـادش مـــــے اُفتـــم... گـــــریـه امـ مـے گـیرد...!!!
-------------------------
سلام بچه ها،،، لطفا منم به این جمع تنهایی، اضافه کنید.
ممنون میشم اگه حرفامو بخونید و کمکم کنید.
همه ی باور و قلب و اعتمادمو پای یه نفر ریختم اما تمام باورم درد گرفت، قلبم شکست و اعتمادم مرد... یعنی به معنای واقعی کلمه، مردم! حالا نه روزها آرامش دارم نه شب میتونم بخوابم. به سختی با بغض میخوابم و بارها از خواب میپرم ، صبح از شدت بغض احساس خفگی میکنم، به قول یگانه یه جوری ریشه هام خشکید که انگار کار پاییزه خزون رفتنش انگار داره برگامو میریزه... حالم خیییییلی بده،،، قبلنا با موسیقی آروم میشدم ولی الان حتی نمیتونم یه آهنگ بی کلام هم گوش بدم!!! اسمشو شکست عشقی نذارید، چون نه وابسته بودم نه دلبسته، فقط باورش کردم بودم، اما اون کاری باهام کرد که نگاهم به زندگی و آدمها عوض شد! چی بودم، چی شدم به خاطر اون... بازم میگم به معنای واقعی کلمه، مردم. معذرت اگه حرفام طولانی شد، توو پستای بعدیم بیشتر توضیح میدم.