ع

عزیزم

@saeed 6 · ۱۰ امتیاز

★★☆☆☆ ۲ از ۵ (۳ رأی)

س
سعید 6 & 10 ۱۱ سال پیش
پیام

یادته یه روز بهم گفتی هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون،که نکنه نامردی اشکاتو ببینه وبخنده...گفتم اگه بارون نبود چی؟
گفتی اگه چشمای قشنگت بباره آسمونم گریه اش میگیره...
گفتم یه خواهش دارم وقتی آسمون چشام خواست بباره تنهام نذار...گفتی چشم...
حالا امروز دارم گریه میکنم،اما آسمون نمی باره...
توهم اون دور دورا وایسادی و بهم میخندی. . .

س
سعید 6 & 10 ۱۱ سال پیش
پیام

غافلگیر شدیم،چتر نداشتیم،خندیدیم،دویدیم و به شالاپ شلوپ های گل آلودعشق ورزیدیم.دومین روز بارانی چطور؟پیش بینی اش را کرده بودی،چتر آورده بودی ومن غافلگیر شدم،سعی میکردی من خیس نشوم وشانه سمت چپ تو کاملاخیس بود.سومین روز چطور؟گفتی سرت درد میکنه و حوصله نداری سرما بخوری و چتر را کاملا بالای سر خودت گرفتی وشانه سمت راست من کاملا خیس شد.چند روز پیش را چطور؟به خاطر داری؟که با یک چتر اضافه آمده بودی ومجبور بودیم برای اینکه پین های چتر در چش وچالمان نرود دوقدم دورتر ازهمراه برویم...
و امروز گفتی فردا دیگربرای قدم زدن نمی آیم تنها برو...