ی اتفاقی برام افتاد خیییلی بد بود؛دیروز از پله های دانشکاه با غرور خاصی پایین میومدم(بعله تو راهرو پر دختر و پسر بود)ی دفعه واااای پام سر میخوره 10تا پله رو با نشیمنگاه سر خوردم اومدم پایین.قیافه دانشجوهارو نمیگم چطوری بود خودتون تصور کنین تازه خودمم چشام از حدقه بیرون زده بود