ب یاد خواهر�
ای زمانه من از این گردش تو سیر شدم بس ک ازرده شدم خسته و دلگیر شدم ،ای مرگ چرا در اغوش نمیگیری مرا ب خیالم ک جوانم بخدا پیر شدم.
--------------------------
ببخش داداش حامد قصدم سوزوندن کسی نیست اخه دلم خودش سوخته بود اجیم هم با پر کشیدنش جیگرمو آتیش زد دست خودم نیست از هر طرف بگی داغ دیدم