d
daryaa ۱۲ سال پیش
پیام

ب یاد خواهر�
ای زمانه من از این گردش تو سیر شدم بس ک ازرده شدم خسته و دلگیر شدم ،ای مرگ چرا در اغوش نمیگیری مرا ب خیالم ک جوانم بخدا پیر شدم.
--------------------------
ببخش داداش حامد قصدم سوزوندن کسی نیست اخه دلم خودش سوخته بود اجیم هم با پر کشیدنش جیگرمو آتیش زد دست خودم نیست از هر طرف بگی داغ دیدم

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.