d
daryaa ۱۱ سال پیش
پیام

میدونید دق کردن و ذره ذره مردن چطوریه؟بذارید خودم بگم؛
مامانم:چرا همش تو اتاقی بیا بیرون یکم هوا تازه کن!!
بابام:اگه بخوای ایطوری پیش بری دیگه نمیذارم دانشگاه بری ازبس درس خوندی ببین چشات گود افتادن!!!
طوبی(دوستمه):وااااای چقد لاغر شدی خوش ب حالت بعد برنامه رژیمتو بهم بده!!!
عشقم(تو خیالم):نفسم،زندگیم.همدمم،امیدم اصن دوس ندارم دفعه دیگه دیدمت ایقد لاغرو رنگ پریده باشی اصن از این ب بعد خودم غذا خوردنتو چک میکن�
عشقم(وافعیت):غصه نخور قسمت نبود....من: پس چی بود؟من:رسمش بود؟من:حقم این بود؟
کسی هست جوابمو بده؟؟
ب خدا بگید صدامو بشنوه تا دق نکردم خواهش میکنم

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.