آ

آویده

@09193643406 · ۵۳ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۳۵ رأی)

ر
رودابه 0_o ۱۱ سال پیش
پیام

پروفسور حسابی در زمان کار بر روی تحقیقش در یکی از دانشگاه های آمریکا به یک دسته چک امضا شده بدون درج مبلغ برمی خورد .وقتی علت وجود این دسته چک را
از رییس دانشگاه جویا می شود او می گوید این دسته چک برای این است هرگاه
شخصی رو تحقیق و طرحی کار میکند بدون هیچ وقفه ای سریعا وسایل مورد نیاز را
با استفاده از این دسته چک امضا شده خریداری کند و در تحقیقش وقفه ای نیفتد .
پروفسور حسابی به رییس دانشگاه میگوید آیا اطمینان دارید کسی از این دسته چک
امضا شده سو استفاده نمیکند ؟!!!
رییس دانشگاه می گوید :
باید قبول کرد درصد *پیشرفت* که ما در سال بر اساس *اعتماد *
به دست می آوریم قابل مقایسه با خطایی که ممکن است اتفاق بیفتد نیست !
((برگرفته از زندگی نامه پروفسور حسابی))

ر
رودابه 0_o ۱۱ سال پیش
پیام

ﮔﺎﻧﺪﯼ ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﺍﺵ :
ﺧﻮﺏِ ﻣﻦ ، ﻫﻨﺮ ﺩﺭ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫﺎﺳﺖ ...
ﺯﯾﺎﺩ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺳﻮﺯﯾﻢ ﻭ ﺯﯾﺎﺩ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﻫﻢ ﯾﺦ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﻢ .
ﺗﻮ ، ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺁﻧﮑﺴﯽ ﺑﺎﺷﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ، ﻭ ﻣﻦ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺁﻧﮑﺴﯽ ﺑﺎﺷﻢ ﮐﻪ ﺗﻮ
ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ .
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺑﺴﺎﺯﯼ ﯾﺎ ﮐﻤﺒﻮﺩﻫﺎﯾﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﯾﺎ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯾﺖ .
ﻣﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺎﺷﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﻭ ﺗﻮ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺷﯽ ﻭ ﺑﺸﻮﯼ
ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ....
ﺧﻮﺏ ِ ﻣﻦ ، ﻫﻨﺮ ﻋﺸﻖ ﺩﺭ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻫﺎﺳﺖ ﻭ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺍﺵ ﻧﺎﺩﯾﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ
ﮐﻤﺒﻮﺩﻫﺎ ...

ر
رودابه 0_o ۱۱ سال پیش
پیام

ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﯽ
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ .....
ﯾﮏ ﻣﺎﻩ ......
ﯾﮏ ﺳﺎﻝ ......
ﻣﻬﻢ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺍﺳﺖ .
ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻫﺪﯾﻪ ﻣﯽ
ﺩﻫﻨﺪ
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﯾﮏ ﻋﻤﺮ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﺟﺰ ﺩﺭﺩ
ﻫﯿﭻ
ﭼﯿﺰ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ .
ﺧﻮﺭﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﺟﺎﻧﺖ
ﻭ ﺗﺎ ﺗﻪ ﺭﻭﺣﺖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﺮﺍﺷﻨﺪ .....
ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﻧﺎﺏ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﻧﺎﺏ ﺗﺮﯼ
ﻫﺪﯾﻪ
ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ .
ﺍﯾﻦ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﻤﺎﻧﻨﺪ
ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺯﻭﺩ ﺑﺮﻭﻧﺪ ؛ ﯾﺎﺩﺷﺎﻥ ؛ ﺣﺲ ﺧﻮﺏ
ﺑﻮﺩﻧﺸﺎﻥ
ﺗﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻫﺴﺖ .
ﺍﯾﻦ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻭﺍﺭ ﺩﻭﺳﺖ
ﺩﺍرم

ر
رودابه 0_o ۱۱ سال پیش
پیام

همیشه مثل ((عقاب)) باش!!
این پرنده فوق العاده س....
*وقتی بارون میاد همه پرنده ها دنبال سرپناهن، این میره روی ابرا پرواز میکنه تا خیس نشه...*
*همه پرنده ها میرن تا یک غذایی پیدا کنند،
این میره شکااار کنه...*
وقتی پرنده ها به یک سن مشخصی میرسن که پیر میشن افسرده میشن که میگیم پیره و داره میمیره،
اما میدونین عقاب چیکار میکنه؟
*میره بالای بلند ترین کوه،*
*اول با نوکش تمام پرهاشو میکنه*
*بعد ناخن هاش رو میشکنه*
*اخرم با نوکش به صخره اینقدر ضربه میزنه که نوکش بشکنه...*
*درد میکشه...*
***۱۵۰***روز طول میکشه تا دوباره ساخته بشه!
دوباره بشه ***عقااااااااب***
دوباره بشه ***قوی ترین ***پرنده...
فتبارک الله احسن الخالقین !
ما که دیگه اشرف مخلوقاتیم !

ر
رودابه 0_o ۱۱ سال پیش
پیام

بانـــــــــــــو !
پریشان استـــــــ گیسویتـــــــ ولی…
ولی پریشان تر از گیسوی تو ،
پسـری است که میخواهد نگاهــش را نگه دارد…
مگذار دلــش را پریشانی گیسوانتــــــ بلــــرزانـد …
شایــد دل او دار و نـدار بانـــوی دیگریستــــــــ ….
«حواست باشد
فقـط به
بعد ها و دل خودتــــــــ !!! »

ر
رودابه 0_o ۱۱ سال پیش
پیام

پدر کودک رو بغل کرد و توآغوش پرمهرش گرفت .
کودک هم می خواست پدر رو بلند کنه ولی نتونست با خود گفت: حتماً چند سال بعد
می تونم بابای نازم رو بلند کنم اون موقع دیگه برای خودم حسابی بزرگ شدم و مردی شدم...
بیست سال بعد پسربرزگ شده بود و حسابی برای خودش مردی شده بود و تونست پدر را بلند کنه اما این بار پدر خیلی خیلی سبک بود سبکه سبک به سبکی یک {پلاک} و چند تکه {استخوان}.....
به یاد همه بزرگ مردای سرزمینمون که رفتن ...شهیدای عزیزمون...روحشون شاد.

ر
پیام

بیل گیتس زمانی حرف خوبی زد ،
تلویزیون زندگی واقعی نیست و زندگی شما هم شبیه یک سریال کمدی نیست ، در زندگی واقعی مشکلات در 30 دقیقه حل نمیشوند ، در زندگی واقعی مردم به جای نشستن در کافی شاپ باید به دنبال کار بروند.............
مثبت اندیشی نداش / حرفاش / اما واقعیت داش (=

ش
شهین مهین میگم^_^ ۱۱ سال پیش
پیام

خیلی میخوام {آینده } رو بسازم ...
خوبه..... میشه ساخت اما ی اشکالی این وسط هست !
*گذشتم* ولم نمیکنه ...
لعنتی *گذشته* {آینده} رو میسازه...
یادمون نره ::::::::
{آینده} اگه بیاد روزی *گذشته* و (حال ) رو طی کرده تا به آینده رسیده
لطفا ....
خوب بسازیمش !

ش
شهین مهین میگم^_^ ۱۱ سال پیش
پیام

دلم برای کودکیم تنگ شده
برای روزهایی که باور ساده ای داشت�
همه ی آدم ها را دوست داشت�
مرگ مادر "کوزت" را باور می کرد�
و از زن "تناردیه" کینه به دل می گرفت�
مادرم که می رفت
به این فکر بودم که مثل مادر "هاچ" گم نشود
از نجاری ها که می گذشت�
گوشه چشمی به دنبال "وروجک" می گشت�
تمام حسرتم از دنیا نوشتن با خودکار بود
دلم برای خدا تنگ شده
خدایی که شبها بوسه بارانش می کرد�
دلم برای کودکیم تنگ شده ...
خیلی زیاد!!!!!!!!!!!!!!!

ش
شهین مهین میگم^_^ ۱۱ سال پیش
پیام

مهم نیست ڪه دیگر بآشـے یآ نه...
مهم نیست ڪه دیگر دوسم دآشته بآشـے یآ نه
مهم نیست ڪه دیگر مرآ به خآطر بیآورے یآ نه
مهم نیست ڪه دیگر تورآ بآ دیگرے میبینم یآ نه
مهم اینست ڪه زمآنے که تنهآ میشوے ...
زمــآنـے ڪه دلت گرفت
چگونه و با چه رویـےسر به آسماטּ بلند میڪنـے و میگویـے :
خدآیا مـטּ ڪه گنآهـے نڪردم !!!
پس چه شد ...

ش
شهین مهین میگم^_^ ۱۱ سال پیش
جوک

بعد از اتمام ساعت رسمی کنکور در حوزه امتحانی:
من ^_^
دوستم i _ i ::کنکورتو چه جوری دادی!!!؟؟؟؟؟؟
من ^______^ ::عالی !چقدر آسون بود !حیف نشد یک سوال فیزیک رو جواب بدم !
دوستم :(
.
.
.
.
.
.
.
.
.
الکی من مثلا کنکورمو ترکوندم منتظر سازمان سنجشم برای تبریک رتبه 1 شدنم!
حالا بعد از اعلام نتایج من ::: i _____ i

ش
شهین مهین میگم^_^ ۱۱ سال پیش
پیام

دوست خوب غمها را از بین نمی برد اما کمک میکند با وجود غمها محکم بایستی�
درست مثل چتر خوب که باران را متوقف نمیکند ، اما کمک میکند آسوده زیر باران بایستیم . . .
دوست داشتن را باید گفت
بیشتر دوست نداشتن ها نتیجه ی نگفتن دوست داشتن هاست . . .
(ویکتور هوگو)

ش
شهین مهین میگم^_^ ۱۱ سال پیش
پیام

روزی با دوستم از کنار یک دکه روزنامه فروشی رد می شدیم ؛
دوستم روزنامه ای خرید و مودبانه از مرد روزنامه فروش تشکر کرد ، اما آن مرد هیچ پاسخی به تشکر او نداد.
همان طور که دور می شدیم، به دوستم گفتم:
چه مرد عبوس و ترش رویی بود.
دوستم گفت:
او همیشه این طور است!
پرسیدم: پس تو چرا به او احترام می گذاری؟!
دوستم با تعجب گفت:
"چرا باید به او اجازه بدهم که برای رفتار من تصمیم بگیرد؟!
من خودم هستم."...

ش
شهین مهین میگم^_^ ۱۱ سال پیش
پیام

رفیــــق که بــاشی....
فـــرقی نمی کنــد که زن باشی یا مـــــرد،
بزرگ باشی یا کـــوچک، دور بــاشی یــا نــزدیــک،
رفــاقـت فــاصلـه هـــارا پـــر می کنــد
گــاهی بـاحــرف ، گــاهی بـا سکــوت
نسبت هــا بـی مـعنـی می شـونـــد
فــرقی نمیکنــد مـادربـاشی، یــا فـرزنــد یا همســر...
رفیـق که باشی... فـرقـی نمی کندکدام خـون در رگهایمان جاریست...
ازکــدام نسلیــم یاکدام فصـل
کدام سقف بالای سرمان ،کدام خاک قلمرومان....
رفیق بودن لفـظ ظـریـفـیــست
نه مقدس مثـل عـشــق، نه سـرسـری مثل همســایــه
یـک سود، دوســویـــه...
نه تنـهـا میـان من وتـــو.... میـان من و من.
رفیـق که بـاشی، انتـظارهــا تهـدیــد نیـستـنــد!
یـک بازی بدون بازیــچه ،فــرقی نمی کند جیب هـایت پراست یاخالی ،
هــرچـه هست میان دستهــای تــوست، در فـکـرت، در قلبتـو عملت ،
رفــاقـت نه وصـل است ونه فـصـل، گِـرهی میـان من و دنیــا
مـــرارفیــق خوانــدی، اعتــمــادهــا با لفظ تـــو رنـگ می گیـــرد...
می شوی همسفر، همسفره...هم کاسه، هم حرف..