یکی از لذت های دنیا اینه که :
صبح خوابیدی...حاضری دنیارو بدی ولی یه دقیقه بیشتر بخوابی،بعدش عشقت میاد بالا سرت میگه پاشو بیدار شو تنبل خـــــــــانو�
هرچی میگه بازم گوش نمیدی..بالشو میگیری رو سرت میگی بزار دودقیقه دیگه پامیشم..توروخدا بزار بخوابم دیگه...
اونم هیچی نمیگه و میره...و خوشحالی از اینکه رفت و میتونی بیشتر بخوابی...
بعد از چند دقیقه یه هو حس میکنی تمام بدنت یخ کرده...حس میکنی منجمد شدی...
و میفهمی نزاشته بخوابی ،فقط رفته یه پارچ آب یخ آورده بریزه رو سرت:l
بعد با صدای بلند به چشات که درشت شده و تو بهت و تعجب و عصبانیتی
میخنده میگه آخ من عـــاشقتـــم خــانومیه خوابالوی خودم ....