س

سانتریفیوژ

@2230 · ۱۵ امتیاز

★★★☆☆ ۳ از ۵ (۷ رأی)

س
سانتزیفیوژ ۱۱ سال پیش
جوک

دقت کردین بعضیا مرض دارن خاص باشن??!!!
.
.
هم گروهی داریم تو وایبر...دقت کنین تو "وایبر"...بعد میگه شکلک استفاده نکنین!!!!چیه این کله ها!!!!
بعدش وقتی میخواد یه پست رو تایید یا رد کنه اینجوری منویسه:
میخندیم...
خیلی خندیدیم...
ناراحت شدیم....
اخم کردیم ...
عصبانی شدیم...
!!!
تازه کلی هم از خودش ممنونه!!!
...و حالا این قیافه سایر اعضای گروه0-o
طراح برنامه وایبر0-o
طراح شکلکا هم تا شنید سکته زد جان به جان آفرین تسلیم کرد،دیگه نمیتونم قیافه شو توضیح بدم ...
.
.
به نظرتون چطوری خفه اش کنم دردسر نشه برام??!!!

س
سانتزیفیوژ ۱۱ سال پیش
جوک

ضایع چیست??!
من!!!
که با کلی شوق پست جدید مینویسم بزارم تو فورجک،بعد بجای اونی که نوشتم یه متن بیخود رو کپی میکنم!!!!اونقدم از متنم خرکیف هستم که حالیم نیس متن اشتباهی رو فرستادم!!!!
و بعد از تایید نشدنش تازه میفهمم چیکار کردم!!!^_^
فک کنم "مشنگ"هم همینطوری تعریف بشه!!!!

س
سانتزیفیوژ ۱۱ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم...یه داداش دارم ازم 3سال کوچیکتره،بچه که بودیم تو کتک کاری همیشه کم میاوردم....
ولی داداشم یه نقطه ضعف داش!!...از پریز برق میترسید...!!!!!!
منم برا انتقام،ساعت پخش برنامه کودک میرفتم تلویزیون رو از پریز میکشیدم!!!!!طفلی میترسید دوباره بزنه به برق!!!!!
مجددا کتک کاری میکردیم و باز من بیشتر میخوردم!!!ولی ارزششو داش!!!!!!
دقیقا حس اون شکستای فوتبالی که "چیزی از ارزشای ما کم نمیشه"بهم دست میداد!!!!

س
سانتزیفیوژ ۱۱ سال پیش
جوک

این دهه پنجاهیا رو باید گذاش زیر گیوتین از دم!!!والا!!..
بخصوص اوایل دهه پنجاه!!!
با کلی احساس جک میخونی یا یه قضیه باحال تعریف میکنی...اول با لبخند بهت خیره میشن،بعد خیلی مهربون میگن"ببخشین نفهمیدم چی شد،دوباره بگو!!!!!"
بعد دوباره تعریف میکنی یه نگاه مهربون میکنن میگن"منظورت چی بود?"
بعد دوباره باید تحلیل کنی...بعد از 10دیقه که این پروسه ادامه پیدا میکنه یهو ادای خندیدن درمیارن میگن"آههههاااان...فهمیدم،چه جالب!!"
تنها برم بکشمشون یا میایین?

س
سانتزیفیوژ ۱۱ سال پیش
جوک

چن وقتی میشه که مارمولک های دوست داشتنی تشریف اوردن منزل ما تا با هم همخونه بشیم...دیگه ذله شده بودم،در جمع اقوام قضیه رو مطرح کردم تا راه حل مناسبی برا دفع شرشون پیدا کنم...
حالا شما راه حلای اقوام ما رو توجه کنین:
1-وااای...چه با کلاس!!تربیتشون کنین بشن حیوون خونگی،الان خزنده ها تو بورسن!"
2-چون خیلی سیریشن پس جنسیتشون نر هس،صدای مارمولک ماده در بیارین بیان بیرون،بعد بگیرینشون!!
3-من شما رو به چالش یک سطل مارمولک دعوت میکنم!!!
4-بابا تو کشورای همسایه میخورنشونا!!!خب شما هم یه استانبولی درست کنین...بقیه ببینن در میرن!!!
5-سر یه چوب دستمال قرمز ببندین بگیرین زیر کابینتا...فکر کنم بترسن بیان بیرون!!!
6-بابا کروکودیل نیس که...ولشون کنین!!
7-بهترین راه حل ارائه بسته پیشنهادی و امضای تفاهم نامه هس، با هم کنار بیایین!!!
8-چه کار به حیوون بیچاره دارین!بذارین زندگی کنن!!یه اکوسیستم جدید هم تو خونتون بوجود میاد!!!
و....
نشستم جلو کابینت همینا رو خوندم،مارمولکه خودش اومد و با دلسوزی بهم نگاه کرد!!!چشاش خیلی غم داش...امیدوارم درکم کنه دست زن و بچه اش رو بگیره بره....هییییی

س
سانتزیفیوژ ۱۱ سال پیش
جوک

تا حالا با یه نابغه همراه شدین؟!
هیچوقت اینکارو نکنین!
چرا؟!حالا بهتون میگم:
من یه داداش دارم یکم مخش زیادی کار میکنه....
یکی از تفریحات سالمش اینه که تو ذهنش شماره پلاک ماشینارو بررسی میکنه که به کدوم عدد اول بخشپذیرن!!!!!!البته تمام 5 رقمش با هم!!
مثلا54937آیا به 17 یا 23 یا هر عدد اول کوفتی دیگه ای بخشپذیره یا نه!!!
خدا همه مریضا رو شفا بده....بلند بگو آآآآآآآآمین!
نتیجه اخلاقی:من دیگه هیچوقت به داداشم نمیگم بستنی بخر برام! قسم میخور�

س
سانتزیفیوژ ۱۲ سال پیش
پیام

عاشقانه اینه:
دو سال پیش بود....یه ساعت نقره داشتم که شوهرم واسه سالگرد ازدواجمون خریده بود(با اینکه بیشتر از توانش بود)خیلی برام ارزش داش؛یه روز در عین ناباوری متوجه شدم گم شده!!!
تمام خونه رو زیر و رو کردم....پیدا نشد...هرجایی عقلم میرسید گشتم و پرسیدم....پیدا نشد.
تصمیم گرفتم یکم از جایی قرض کنم عین اونو بخرم تا شوهرم نفهمه....
دو سه روز بعد دیدم یه جعبه تو دستش اومد خونه...گذاشتش رو اپن...
گفتم این چیه؟!...گفت:دیدم چند روزه ناراحتی به منم نمیگفتی از ریحانه(دخترمون)پرسیدم مامانت چشه اونم گفت ساعتتو گم کردی...اینم یه ساعت عین اون...بگیر دستت کن و یادت باشه که دیگه به خاطر یه همچین چیزی خودتو اذیت نکنی!!!!!!
با تعجب گفتم:پولشو از کجا آوردی؟؟؟؟!گفت:به تو چه!!!خیالت راحت دزدی نکردم!!!!!صد تای اینا فدای سرت دیووونه!
هنوزم نگاه به ساعته میکنم گریم میگیره!!!بعدا از یه جایی فهمیدم از دوستش قرض کرده بود و تا حالا هیچوقت به روم نیاورده....
این عشقه....

س
سانتزیفیوژ ۱۲ سال پیش
جوک

تازه عروسی کرده بودیم.یه روز با کلی احساس به شووورم گفتم:به نظرت من خوشگلم؟!"....
منتظر بودم که حسابی در مدح جمال بنده غزل و قصیده تحویلم بده^_^
یه نگاه جدی بهم کرد و گفت:خوشگل نیستی!!!!میشه گفت در حد متوسط یا یکم بالاتر!!!!
قیافه من0_o
یعنی له شدم از این همه صداقتش!!!!
(تا حالا صد دفه گفته غلط کردم اما مگه لامصب اثرش میره!!!!)

س
سانتزیفیوژ ۱۲ سال پیش
جوک

یه بار واسه ناهار ماکارونی پختم.زیاد بود و کلی اضافی موند،منم برای شام فردا ماکارونی مونده رو چرخ کردم با یه دونه تخم مرغ و یکم پودر سوخاری به اشکال مختلف سرخ کردم^_^
حالا خواهرشووورم و خانوادش هم بودن و جمیع ملت با اشتهای فراوان تناول نمودند!!!!!!هر کی هم میپرسید دستورش چیه میگفتم مخصوص سرآشپزه!!!!
جالبش اینجاس که همشون هم ادعا دارن معدشون به غذای مونده حساسیت داره...اوف میشه!!!!!
حالا برین با این دستور غذای توپی که بهتون دادم حال کنین...
در ضمن سس قرمز هم فراموش نشه((((:

س
سانتزیفیوژ ۱۲ سال پیش
جوک

یه بار در جمع اقوام داشتیم بحث فوتبالی میکردیم داغ...همه رو بد جور جو گرفته بود و کف و تف قاطی کرده بودن...ناگهان بنده خواستم افاضه کلام کرده باشم گفتم:"ما پیشکسوتای خیلی خوبی داریم مثل دایی و فردین"!!!!!!!
ملت حاضر در صحنه0-o
یهو یکی از اون وسط گف:کی؟!و من دوباره با جدیت گفتم"دایی و فردین و..!!!
در عرض چند صدم ثانیه کشفیدم چه سوتی دهشتناکی دادم!!!خلاصه بعد از اون ماجرا اسم بنده به "فردین"تغییر کرد...
مدیونین فکر کنین منظور اصلیم "پروین" بود!!!

س
سانتزیفیوژ ۱۲ سال پیش
جوک

شنیدین میگن توماه رمضون شیطون و دارو دسته اش تو بندن!اگه یکم فکر کنیم میفهمیم که ما خودمون شیطون رو درس میدیم با این خلاقیت در گناه که داریم!اون بیچاره که الان او بند گرفتاره،حالا گناه کردیم به کی لعنت بفرستیم?!لعنت بر....???!شرمنده خدا که هستیم...میترسم با این اوضاع شرمنده شیطون هم بشیم!