م

مهدیه

@مهدیــــه · ۶۴ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۰ رأی)

مهدیــــه ۱۲ سال پیش
جوک

دیروز بابام تو پذیرایی خوابیده بود.منم گفتم تا خوابیدس اون کولر را روشن بنمایم [ یه همچین آدم خبیثی هستم من ]
خیلی شیک همه در و پنجره هارو بستم،داشتم دنبال کنترلش میگشتم (دکمه ی کولرمون خرابه) که بابام چشمشو باز کرد و گفت: کور خوندی.کنترل تو جیب منه.
یهو پاشد وایساد میگه: نه! من نمیتونم یه آم مفت خور و با کولر نازنینم تنها بذارم :/
رفت فیوز و زد برق کل خونه رو قطع کرد اومد خوابید :(
همون پنکه روهم از دست دادم :(
ینی بابای من ب روباه مکار گفته زرشک !
سلام...
اینحا خونه ی ما شبیه کوره داغه
ما داریم آتیش میگیریم
آی لاو یو پی ام سی *_*

مهدیــــه ۱۲ سال پیش
جوک

آخرین روز مدرسه بود.به معلم گفتیم امروز دیگه درس نده و ازاین حرفا
اونم راضی شد و گفت:فقط جیکتون درنمیاد :ا
مام گفتیم: رو جفت چشام [به همراه یک لبخند موزی]
ولی انقد حرف زدیم و گفتیم خندیدیم که معلم جوش آورد انگشت اشارشو سمت من گرفت و گفت:برو از کلاس بیرون
منم گفتم: هرچی که تو گویی عزیزُممم�
پاشدم داشتم میرفتم بیرون برگشتم یه نگاه به بچه ها کردم.سرمو تکون دادم و گفتم:اگه رفتم معتاد شدم ب خانوادم بگین حقمو از این معلم بگیرن*_*
خواستم برگردم ک خانوم ماژیکِ رو میزشو پرت کرد،صاف خورد تو مَلاجم :(
بچه ها (که حس همدردیشون از پهنا تو کیسه صَفرام) داشتن صندلی هارو گاز میزدن :ا
مدیونین اگه فکر کنین معلمم عمه ی جَکی جان بوده :)

م
مهدیــــه ۱۲ سال پیش
جوک

دیروز تو مدرسه ب رفقا گفتم:بچه ها گوشیم تاحالا صدبار افتاد رو زمین،کوبیده شد ب دیوار،باتری ماتریش همه دراومد ولی تاحالا هیچیش نشد،عینهو روز اولش کار میکنه*_*
ی دختره خیلی محترمانه پرسید:میشه بدونم مارک گوشیتون چیه؟؟؟
دوستم نه گذاشت نه ورداشت گفت:سگ کار گلکسی:)