آقـا تَـقـصیـر شمـا نیسـت ،
کـه تَـصـویـر شمـا نیسـت !
مَـن آینـه ی پُـر شـده از گـَرد و غُبـارم . . . .
@مهدیــــه · ۶۴ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۰ رأی)
آقـا تَـقـصیـر شمـا نیسـت ،
کـه تَـصـویـر شمـا نیسـت !
مَـن آینـه ی پُـر شـده از گـَرد و غُبـارم . . . .
گفتـم بِـدوم تـا تـو همـه فاصلـه هـا را
تـا زودتـر از واقعـه گویم گِلـه هـا را
پـر نقش تـر از فـرشِ دلـم بافتـه ای نیستــ
از بـس کـه گـره زد بـه گـره حوصلـه هـا را . . .
وقتی قرار است بروی ، دل دل نکن ...
منتظر نمان
هیچ اتفاقی ماندگارت نمی کند !
وقتی قرار است بروی ، حتما دل شوره هایت را مرور کرده ای
یادگاری هایت را ، بغض های پشت سرت را ...
یا می روی بی آنکه یادت بیاید کوچه هایی را که قدم زدیم
و باران هایی که بر سرمان بارید
و چراغ قرمز هایی که هنوز نمی دانم چرا دوستشان داشتیم ...
بهانه برای رفتن زیاد است
این ماندن است که بهانه نمی خواهد
این ماندن است که دل می خواهد
شهامت می خواهد، عشق می خواهد
" مهدیه لطیفی "
مگــر ممکـن است رَهایتـــ کنـم ؟
مـن نمـک گیـر لَبـــ هـایـت شـده ام . . .
بــا تـــو رسیـــدم بــه شبـــی ابـــدی
تـــو تــار و پـــودِ مـــرا بلـــدی :)
مینوشـم از چشمـانِ تــو ؛ جرعـه بـه جرعـه ؛ شعــرِ نــو
حـافظــه ی دستــان مـن ؛ پـر شـده از دامــانِ تـــو :)
" چارتار "
وسوسـه یعنـی تــو ، شـالیـزار هـم یعنـی بهشـتـــ
بیخـودی آدم دچـار سیبـــ و گنــدُم میشــود . . .
مثـل غـــزل پُـختــۀ سعــدی ستـــ نگـاهـتــــ
هَــر بــار مُـرورش بکنــم بــاز قـشنگــــ استــــ . . .
شیــارِ دستـهـایـش را نشـان میدهـد پـدر:
"هنـوز گُشنـهگی نکشیدی که عاشقـی یـادت بــره!"
امـا از ابـرِ چشمهـایـش چکّــه میـکنـد
تـصویــرِ زنــی جــوان . . .
پسره همسایمون 23 سالشه
قدش 1 متـر و 50 سانتـه ^_*
رفـت 300 هـزارتومـن داد قـرص افزایـشِ قَـد خریـد
یـک سانـت قـد نکشیـده کـه هیـچ
بعـد از خـوردن قـرص قـدش 1 متـر و 46 سانـت شـده :)
در و همسایَـس مـا داریـم ؟؟؟
سـلام ای عشـقِ دیـروزی ؛ منـم آن رفتـه از یــادی
کـه روزی چشـم هـایـم را بـه دنیایــی نمـیدادی . . .
اسیــرِ عشـقِ مـن بودی ؛ زمانـی ، لحظـه ای ، روزی
رهایتـــ کــردم و گفتــم : پــرستــویــم تـــو آزادی . . .
دختـرِ زیبـای جنگـل هـای آرامِ شمـــال
از کجـا آورده دستِ بــاد گیسـوی تــو را . . .
بعله دختــرِ شمالی ام ^_^
تو "ماه" ی و من ماهیِ این برکـه ی کاشـــی ؛
انـدوهِ بزرگیست زمانـی کـه نباشـــی . . .
دیگه وقتشه اعتراف کنم که مام یه گودزیلا تو خونمون داریم!
دیروز ساعت 12 مامانم بهش گفت ساعت 2 می برتش پارک
بعد گرفت خوابید
این خواهر 6 ساله ی بنده ساعت و 1 ساعت میکشه جلو که زودتر بره پارک
بابام بنده خدا پامیشه نماز میخونه
10 دقیقه بعد میبینه تازه صدای اذان میاد :/
و صدای دمپایــی ابـــری خیســی کــه بر دهانـــش کوبانـــده میشـــد :)
درد را بـا جـان پـذیـراییــم و بـا غـم هـا خوشیــ�
قالـیِ کـرمــان کــه بـاشـی میـخـوری "پـــا" بیشتـــر...
"شایــــد" هـا را دور بـریـزیـم !
"کــــاش" ایـن جمعـــه بیایـــد ؛ کـــــاش . . .
از عکـــس تــــو و بغـــض همیـن قـــدر بگویــــ�
دردا کـه چــه شبـــ هـا ؛ کـه چــه شبـــ هـا ؛ کـه چــه شبـــ هـا . . .
هر روز صبح، در هر ایستگاه بزرگ راه آهن، هزاران نفر داخل شهر میشوند
تا به سرِ کارهای خود بروند و در همین حال، هزاران نفر دیگر از شهر خارج
میشوند تا به سر کارشان برسند !
راستی چرا این دو گروه از مردم، محلهای کارشان را با یکدیگر عوض نمیکنند؟
" عقاید یک دلقک / هاینریش بل "
هیچکس از عشـــق سوغاتی بجز دوری ندید
هر چقدر یعقوب تنهــــا شد زُلیخا بیشتر . . .
بیتـی از لبهــای ِ مـن بـر بیتــی از لبهــای ِ تــو
یک ربـاعی سهم ِ این حال ِ خرابـم می دهـی؟
"شهراد میدری"