سال دیگه سیزده بدر جمعه اس!
گفتم تا از همین الان حرص بخورید
@dadva · ۱۳۸۱ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۸۲ رأی)
سال دیگه سیزده بدر جمعه اس!
گفتم تا از همین الان حرص بخورید
از قدیم گفتن یه حمومی من بسازم چهل ستون چهل پنجره
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
آخه اون که دیگه حموم نیست ویترینه
هرچقـدم خـوب و سـریع بـدوی...
یـه روز پـاک کـن روزگـار بهـت میـرسه و پاکت میکنـه
ﯾﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﻣﺜﻞ ﺭﯾﮓ ﮐﻔﺶ ﻣﯽ ﻣﻮﻧﻪ … ﺍﻭﻟﺶ ﺳﻌﯽ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻗِﻠﺶ ﺑﺪﯼ ﺗﻪ ﮐﻔﺸﺖ ﻭ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﮐﻨﺎﺭ ﺑﯿﺎﯼ ﻭﻟﯽ ﺁﺧﺮﺵ ﻣﺠﺒﻮﺭﯼ ﺑﻨﺪﺍﺯﯾﺶ ﺑﯿﺮﻭﻥ !!!
شما سر سفره ناهار پاشو برو با لگد بزن به کابینت یه قاشق نمی افته
ولی کافیه شب بشه، تو اتاقتی میخوای بری اشپزخونه هنوز نرسیدی سه تا فنجون شکسته
اگر میخواهید عشقتون تا صبح با میل خودش تو بغلتون باشه ...
آخر شب بشینین با هم فیلم ترسناک ببینین، 100% تضمینی!
يارو ژيمناسته ٥متر ميپره بالا بعدش ٨تا ملق ميزنه و رو پاهاش صاف وایمیسته
ما يه پامونو مياريم بالا جوراب پامون كنيم ده بار ميخوريم در و ديوار
چرا تو سلفی های تو آسانسور گوشیا اپله
.
.
.
.
تو اسکرین شات سامسونگه
چرا شعری نمی گویی،
برای حال تبـــــدارم؟
چه میخواهی تو از جانم؟
که دست از عشق بردارم؟
به من احساس غم دادی
چقدر از زندگی سیر�
چه کردی با دل تنگم،
که بی اندازه می بارم...
اینقد این فروش چرت و پرت با اس ام اس زیاد شده که عدد ۱ رو همینجوری رندوم به یه شماره ای بفرستی
.
.
.
.
.
.
ممکنه فرداش یه دست قابلمه بیارن دم خونه
آرامش
سهم کسانی است
که بی منت می بخشند
بی کینه می خندند
و در نهایت
با سخاوت محبتشان را اکرام می کنند
دعا میکنم
در ماه محرم
حسین
ضامن دعاهایتان
عباس
مشکل گشایتان
سجاد مرهم درد هایتان
و مهدی زهرا
صاحب دلتان باشد
"آمین یا رب العالمین"
شب آخر که به خیمه ، سخن آب افتاد
دل عباس ز غیرت ، به تب و تاب افتاد
جرعه ای آب ننوشید ولی در عوضش
دهن عالمی از غیرت او ، آب افتاد
.
یا ابوالفضل العباس
رباب اسٺ و خروش و خستہ حالے
دامن اشڪ و جاے طـــفل ، خالے
اگر گهـواره را پس داده بودنـد
دلــش خوش بود ،با طــفل خیالے
گفته بودم بـےتو مےگیرد دلم،
یادت کہ هست؟
بـےنگاهت برگ مےریزد دلم،
یادت کہ هست؟
برگ و بارے نیست دیگر، گفته بودم نازنین...
لحظہاے دور از تو مےمیرد دلم،
یادت کہ هست؟
عاشق شدی عاشق بمون قدر این ارباب و بدون
هروقت که درمونده شدی بلند یه یاحسین بخون
مزیت دكترای ایران اینه كه
.
.
.
.
.
.
.
میشه بهشون سفارش بدی:
فلان قرص رو بنویس، آمپول بنویس زود خوب شم، نه آمپول نمیخوام، شربت بده.
یعنی قشنگ رستورانه
در سوگ حسین سالها می گریی�
در تاسوعا،عاشورا می گریی�
او گریه کند به حال ما حق دارد
من در عجبم که ما چرا می گرییم
تقدیم به پیشگاه مقدس حضرت رقیه
اتل متل خرابه
اینجا یه بچه خوابه
هم بدنش کبوده
هم جگرش کبابه...
اتل متل اسیری
سیلی و سربه زیری
کی تا حالا شنیده؟
سه سالگی و پیری...
اتل متل سه ساله
این همه آه و ناله
این دختر از ضعیفی
هنوز یه پا نهاله...
اتل متل بیابون
کویر و دشت و هامون
بس که پیاده رفتی�
تاول زده پاهامون...
اتل متل بهونه
بابا چه مهربونه
وقتی دلم میگیره
برام قرآن می خونه...
اتل متل گل یاس
مهر و وفا و احساس
دلم گرفته امشب
به یاد عمو عباس...
اتل متل یتیمی
خدا، چقدر کریمی
دادی بهم تو غربت
یه عمهی صمیمی...
اتل متل شب و تب
سینه ز غم لبالب
دلم میسوزه خیلی
به حال عمه زینب...
اتل متل چه خوب شد
بالاخره غروب شد
قسمت عمه امروز
توهین و سنگ و چوب شد...
اتل متل سه روزه
عمه گرفته روزه
عمه چقدر غریبه
خیلی دلم می سوزه...
اتل متل خبردار
تو چنگ دشمن انگار
مثل یه شیر زخمی
عمه شده گرفتار...
اتل متل خدایا
تو این همه بلایا
عمه مظلومه ا�
چیا کشید خدایا
تا دل ز غم تو گشت بی تاب حسین
این چشم تهی نگشت از آب حسین
عمری است نیازمند این درگاه�
یک لحظه گدای خویش دریاب حسین
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین