S
S.ℳ.の ۹ سال پیش
پیام

تقدیم به پیشگاه مقدس حضرت رقیه
اتل متل خرابه
اینجا یه بچه خوابه
هم بدنش کبوده
هم جگرش کبابه...
اتل متل اسیری
سیلی و سربه زیری
کی تا حالا شنیده؟
سه سالگی و پیری...
اتل متل سه ساله
این همه آه و ناله
این دختر از ضعیفی
هنوز یه پا نهاله...
اتل متل بیابون
کویر و دشت و هامون
بس که پیاده رفتی�
تاول زده پاهامون...
اتل متل بهونه
بابا چه مهربونه
وقتی دلم میگیره
برام قرآن می خونه...
اتل متل گل یاس
مهر و وفا و احساس
دلم گرفته امشب
به یاد عمو عباس...
اتل متل یتیمی
خدا، چقدر کریمی
دادی بهم تو غربت
یه عمه‌ی صمیمی...
اتل متل شب و تب
سینه ز غم لبالب
دلم میسوزه خیلی
به حال عمه زینب...
اتل متل چه خوب شد
بالاخره غروب شد
قسمت عمه امروز
توهین و سنگ و چوب شد...
اتل متل سه روزه
عمه گرفته روزه
عمه چقدر غریبه
خیلی دلم می سوزه...
اتل متل خبردار
تو چنگ دشمن انگار
مثل یه شیر زخمی
عمه شده گرفتار...
اتل متل خدایا
تو این همه بلایا
عمه مظلومه ا�
چیا کشید خدایا

پ
پریا ۵ سال پیش
پیام

نام من سرباز کوي عترت است ، دوره آموزشي ام هيئت است . پــادگــانم چــادري شــد وصــله دار ، سر درش عکس علي با ذوالفقار . ارتش حيــدر محــل خدمتم ، بهر جانبازي پي هر فرصتم . نقش سردوشي من يا فاطمه است ، قمقمه ام پر ز آب علقمه است . رنــگ پيراهــن نه رنــگ خاکــي است ، زينب آن را دوخته پس مشکي است . اسـم رمز حمله ام ياس علــي ، افسر مافوقم عباس علي (ع)

ب
بچه کویر ۵ سال پیش
پیام

حسین بیشتر از آب، تشنه لبیک بود.
افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.
در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی میکنند
اما برای حسینی که آزاده زندگی کرده میگریند.
دکتر علی شریعتی

ف
فریبا**حافظ** ۵ سال پیش
پیام

⚫⚫⚫
#عباس را نه به دستانِ بُریده‌اش میشناسم،
نه به مهربانی‌هایش با سکینه،
و نه به حمایتش از علی اکبر...!
عباس #برادر بود!
برادری از جنس #سَرو !
با شاخه‌های #شجاعت،
و جوانه‌های #امید...
برادری که شاید پسر بود، برای #حسین!
#پدر بود، برای زینب!
هم‌بازی، برای رقیه!
#برادری که داغش می‌خُشکاند قلمِ عشق را...
#تاسوعای_حسینی_تسلیت_باد ⚫
.
99/6/8

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.