ماه دوازدهم آمد
ولی ماه دوازدهم نیامد ...
اللهم عجل لولیک الفرج**آمین
@4neda4gok · ۳۱ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۲ رأی)
ماه دوازدهم آمد
ولی ماه دوازدهم نیامد ...
اللهم عجل لولیک الفرج**آمین
بارالها ...
با چنین کارنامه سیاهی ؛
نه تحمل آتش و عذاب جهنم را داریم و نه عملی که ما را نجات دهد ...
" یا رب از ابر هدایت برسان بارانی ... * "
و چون بندگان من از تو درباره من بپرسند،
بگو که من نزديکم و به ندای کسی که مرا بخواند پاسخ می دهم ...
بقره 186
برف ، باران
شال گردن هم بهانه است
زمستان آمده
برای تماشای من ...!
تولدم مبارک***
دیروز، سبز
امروز، قهوه ای
فردا به رنگِ زرد
روزی دگر به رنگِ فراموشی، نیـــستی
اینست سرگذشتِ پُر از رنگ و نقشِ برگ
در روزهایِ مرگ
مادرم
خنده های تو
کودکیام را به من میبخشد
و آغوش تو، آرامشی بهشتی
و دستهای تو، اعتمادی که به انسان دار�
چقدر از نداشتنت میترس�
همیشه باش عزیزترین موجود زندگیم:-*
آرامش یعنی..
وقتی خسته ای و دلت گرفته...
سرتو بذاری رو پای مامانتو اون موهاتو نوازش کن.
کاش، به همان اندازه ای که از حرف مردم میترسی�
از تو می ترسیدیم ...
که اگر اینگونه بود دنیای ما دنیای دیگری بود
و آخرت ما آخرت دیگری ...
کاش ...
خوشی یعنی...
*
* *
* * * *
* *
*
پدر و مادرت سلامت باشن..
برای سلامتی همه ی مامان و باباها صلوات
میزان اهمیت ما به شکم و مغزهامون از مقایسه تعداد کتابسراها و کبابسراهای شهرمون مشخص میشه ...
افسوس قضیه در اینه که بیشترین جایی که ما به مغز اهمیت می دیم تو کله پاچه فروشیه
اونم نه برای فکر کردن بلکه برای خوردن !
خدا جون�
منو به خاطر
گناهانی که در طول روز
با هزاران قدرت عقل
توجیهشان میکن�
ببخش
مردان دین من میگویند :
یاد خدا هر گره یی را باز می کند !
خدایا من بی وفا نشده ام که
سراغت را نمی گیر�
فقط گره ی سرنوشتمان را
دوست دارم ...!
بعضی ها
سکوتشان ه�
صدای دروغ می دهد ...!
هوای این روزها را نمیخواه�
چیزی کم دارد
چیزی شبیه تو ...
من یه بچه ی شیطون
توی کوچه ها بود�
عشق تو بزرگم کرد ...
بالاخره رفت !!
همونی که گریه میکردیم با صداش ...
همونیکه کلی خاطره داریم با آهنگ هاش
پر کشید و رفت !
همونیکه یادمون آورد یکی هسسسسست !!
همونی که یادمون داد عاشقی جاده یک طرفست !!
مرتضی ؟؟؟ چرا نیستی ببینی
مثل عصر پاییزی شده رنگ و رومون !!!
متنفریم از این جمعه نحس که تو رو از ما گرفت
خوبه که بهمون حق میدی که داریم دل میزنیم ، دق میکنیم کم کم !!
تو همونی بودی که نبض احساسمون تو دستاش بود ...!
چرا ؟؟؟ چرا حالا نیستی که بازم با شعرات گریه کنیم و خاطره بسازیم...
به قول خودت ... داریم میبازیمت ...رفتی ولی .. بد رفتی !
در سفارشهاى لقمان به پسرش ناتان، این است که به او گفت:
.... پسرم! از خدا چنان بترس که اگر با نیکىِ دو جهان به او برخوردى، باز هم بترسى که خدا کیفرت دهد؛
و چنان به خدا امیدوار باش که اگر با گناهان دو جهان به او برخوردى، باز هم امیدوار باشى که خدا تو را بیامرزد ...
بعضی آدمها به راحتی آب خوردن در این دنیا آتش می خورند؛
مال یتیم ؛ مال مردم ، مال حرام ...
ولی ما به سیرک که نیومدیم ؛ به دنیا اومدیم!
یا نکنه من اشتباه میکنم ؟
هان؟؟؟
یک بار دیگر محرم آمد..
امیدوارم که این ماه بوی ناب حسینی بدهد..
همان بوی عزاداری بچگی هایم را..
امیدوارم که امسال نباشند و نبینیم..
ریا کاران حسینی را..
تبل زنای چشمک زن را..
پسرهای شماره بدست را..
علم کش های خود نما را..
مداح های شکم پر مست را..
و قمه زنهایی که خونشان به زمین میریزد
اما یکبار هم در عمرشان خون اهدا نکردند..
به امید ماهی سراسر حسینی..
السلام علیک یا ثار الله
خنده هایم را در هفت سالگی جا گذاشتم..
نمیگویم دیگر نخندیدم،نه...
دروغ است
دیگر به پاکی آن روزها نخندیدم..