V

Vahab

@My heart broken · ۷۲۵ امتیاز

★★★☆☆ ۲ از ۵ (۳۳۸ رأی)

V
Vahab ۱۳ سال پیش
جوک

یه درسی ما داشتیم کامپیوتر و کاربرد آن در مدیریت...
یه روز تو کلاس کامپیوتر بودیم داشتیم برنامه مینوشتم ناگهان یکی از دخترای کلاس بلند گفت : استاد ببخشید ، کامپیوتر ما شوتینگ دوون شد.....
ما هم خندیدیم که خستگی کلاس دراومد....
در واقع منظورش همون شاتینگ دوون (shutting down) بود....

V
Vahab ۱۳ سال پیش
جوک

یه روز آبجیم از مسافرت اومده بود رفتیم فرودگاه دنبالش من اونقدر از اومدنش ذوق زده بودم که یهو پریدم تو بغلش بعد دیدم همه افراد تو فرودگاه بهم نگاه میکنن بعدش یه نگاه به دختره انداختم دیدم چشمتون روز بد نبینه اشتباهی یه دخترو بغل کرده بودم....

V
Vahab ۱۳ سال پیش
جوک

چند سال پیش بودیه مهمونی دعوت شده بودم که به اون صورت کسی رو نمیشناختم....
یه آقایی که کمربندش رو طوری بسته بود که سگک کمربندش بجای اینکه جلوش باشه سمت چپش بود!!!
خوب منم برام سوال بود و این سوال رو آخر مهمونی از صاحب مهمونی پرسیدم اما یکم ناجور....
یکم خودمونی بودیم بهش گفتم فلانی این یارو چقدر ضایع کمربندش رو بسته ؛ دیونست؟؟؟
خیلی خونسرد برگشت گفت: بابامو میگی؟؟؟
بعدش رو دیگه سکوت میکنم خودتون تصور کنید قیافه من رو...

V
Vahab ۱۳ سال پیش
جوک

کلاس اول راهنمایی بودم من همیشه میز اول مینشستم یه معلم داشتیم خیلی شکم داشت اومد جلو اولین میز داشت برا بچه های کلاس درس توضیح میداد پیراهن تنگی پوشیده بود و نافش پیدا بود منم خودکار که تو دستم بود کردم تو نافش چنان زد زیر گوشم که با سر رفتم زیر میز تا یک هفته بچه ها و خود معلم داشتن به این حرکت می خندیدن .

V
Vahab ۱۳ سال پیش
جوک

یادمه یه روزصبح تو مدرسه سر صف وایساده بودیم ومنتظر بودیم که مراسم صبحگاهی اجرا کنن و بعد بریم سر کلاس ....
که دیدیم مدیر مدرسه اومد بلندگو رو گرفت دستش و شروع کرد به صحبت کردن و ناظم مدرسه هم تو حیاط پیش ما ایستاده بود ...
دو تا از بچه ها شروع کردن با هم صحبت کردن (در حین صحبت مدیر ) ، که یکدفه ناظم مدرسه از اون ته داد زد گفت : هی گوسفندا ، این الاق (یعنی مدیر) داره واسه تو عر عر میکنه ....
تا این حرف رو زد مدرسه از خنده ی بچه ها ترکید!!!!

V
Vahab ۱۳ سال پیش
جوک

یه روز مادربزرگم می خواست به یک شخصی زنگ بزنه ، بار اول که زنگ زد طرف گوشی رو برداشت و گفت اشتباه گرفتی....
بار دوم که زنگ زد باز هم همین اتفاق افتاد....
بار سوم که زنگ زد ، طرف به مادر بزرگم گفت :” مادر اشتباه می گیرید....
مادر بزرگم که دیگه هم خسته شد و هم عصبانی ، برگشت و گفت : “آقا شما اشتباه بر میداری”.
هم من هم هر کسی کنارم نشسته بود منفجر شده بودیم از خنده.

V
Vahab ۱۳ سال پیش
جوک

پنجم ابتدایی بودم پسرعمومو تازه از پوشک گرفته بودیم....
با دختر عموم رفتیم نونوایی سنگکو داداششو گذاشتم رو یه کیسه آرد....
بعد که نونو خریدم اومدیم اینو برداریم دیدیم خیس کرده....
ما هم گفتیم به رو خودمون نیاریم....
وقتی اومدیم بیرون تا می تونستیم دوییدیم که دیدیم نونواهه هم داره دنبال ما میدوه.....
بیچاره تا دم خونه اومده بود....

V
Vahab ۱۳ سال پیش
جوک

تقریباَ ده ساله بودم ، تو فکر این بودم که ماده نامرئی کننده بسازم....
رفتم مغازه دائیم (دینام پیچی و باطری سازی) یه خورده اسید کش رفتم و با چند تا ماده دیگه قاطی کردم ، بعد رفتم ریختمش روی در همسایمون ،
رنگ در کامل رفت ....
فکر کنم تقریبا موفق شده بودم!!!!

V
Vahab ۱۳ سال پیش
جوک

بچه بودم باسرویس میرفتم مدرسه.....
یه روز ماشین رانندمون خراب شد و گفت : با یه پراید میاد دنبالمون....
ازشانس بدمنم سرویس دختر همسایمونم یه پراید بود خلاصه من صبح باچشمایی خابالو رفتم دم درو دیدم یه پراید سرکوچمونه دویدم سوارشدم سلام کردمو گفتم بریم.....
بدبخت راننده سرویسو اون یکی دختره گیجو منگ منو نگاه میکردن....
منم تازه فهمیدم چه سوتی دادم....

V
Vahab ۱۳ سال پیش
جوک

با یکی از دوستام رفتیم نمایندگی ایران خودرو ، می خواست قیمت های جدیدو بپرسه!!!
خانومه مسئول کلی تحویلمون گرفت ، لیست همه ماشینا با قیمتشونو اورد داد به دوستم....
اونم یه نگاه به به لیست کرد گفت اینا رو ولش کنین پراید چنده؟؟
خانومه یه نگاه بهش کرد و گفت : پراید مال سایپاست اینجا ایران خودروئه!!!!!!
من دو تا پا داشتم دوتا قرض کردم فقط از محل دور شدم!!!

V
Vahab ۱۳ سال پیش
جوک

یه بار من رفتم باشگاه قرار بود خالم بیاد دنبالم که بریم خونشون!!!
من دم در باشگاه وایسادم تا خالم بیاد همون موقع دیدم یه ماشین که از خر شانسی ما عین ماشین خالم بود و طرف زن بود و روسریش عین ماله خالم بود....
منم فک کردم اونه رفتم سوار شدم یهو دیدم زنه منو یه جوری نگاه میکنه....
منم یه نگا اینور و اونور کردم که دیدم تابلو شدم سریع پیاده شدمو تا میتونستم دوییدم....

V
Vahab ۱۳ سال پیش
جوک

تو کافی نت دوستم بودم ، یه آقایی اومد گفت یه ثبت نام برای دخترم دارم اگه میشه ثبت نامش کنید....
دوستم کارش رو انجام داد....
چند ساعت بعد همون آقاهه با دخترش اومد مغازه دوستم بعد از سلام و احوال پرسی دوستم خواست یه چیزی بگه که جلب مشتری کنه ؛ رو کرد به یارو گفت : جواب ثبت نام دختر شما اومد!!!!
یه دفعه دخترش با عصبانیت گفت کدوم دختر من که ثبت نامی ندارم ، بابا مگه تو دختر دیگه ای هم داری ؟؟؟
خلاصه یه دعوایی شد ما هم هر چقدر خواستیم موضوع رو جم جورش کنیم نشد دختره هم فهمید پدرش یه زن دیگه داره....

V
Vahab ۱۳ سال پیش
جوک

یه بار مامانم زنگ زد خونه عموم پسر عموم به جای الو گفت کیه؟؟؟
مامان ماهم باحال گفت درو باز کن ما پشت دریم....
پسر عموم خوشحال رفته آیفونو زده میگه بفرمایید تو و قطع کرده....
وقتی مامانم تلفنو گذاشت نمیتونست از خنده حرف بزنه....
نیم ساعت بعد زنگ زده میگه زن عمو چرا نمیاین تو ما داشتیم منفجر میشدیم...

V
Vahab ۱۳ سال پیش
جوک

یه روز نشسته بودیم تو کلاس ، بعد از زنگ ورزش بود ، یه دفعه من مسخره بازیم گل کرد ، یه شیشه اب با جوهر پر کردم افتادم به جون بچه ها خلاصه بعد از اینکه حسابی رنگیشون کردم شیشه رو پرت کردم از پنجره بیرون ، از شانس بد ما شیشه رنگی افتاده بود بالا ماشین دبیر ریاضیمون ، کار کشید به شکایت از همسایه ها ، خوشبختانه منم کسی لو نداد

V
Vahab ۱۳ سال پیش
جوک

بابام هر وقت کارهای کامپیوتری داره به من میگه...
یک روز که بدجوری سرما خورده بودم یک سی دی از مراسمی که توش بوده رو اورد تا براش کپی کنم منم اول زدم رو اسکن که یک وقت ویروس نداشته باشه....
بابام هم که در کل از این کار دله خوشی نداشت گفت مگه چی میشه که اسکنش نکنی؟؟؟
بعد کلی توضیح دادن یکدفعه عطسم گرفت بابام هم سریع گفت: ببین خودت که بیشتر ویروسیش میکنی تازه اونم ویروس سرماخوردگی!!
الان اگه کامپیوتر خراب بشه میخای چکار کنی؟؟؟
ماسک بزن پسرم اگه این خراب بشه من پول ندارم دوباره برات بخرم!!!
بابام :)))
بیل گیتس (o_0)
من :|
کامپیوترم :۰