ا

الهام

@الهام هنرجو · ۷ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۳ رأی)

م
میگ میگ خانوم ۱۲ سال پیش
جوک

اقا همین الان بابام از تو کابینت یه ظرفیو انداخت شکوند ( ناگفته نماند این ظرفو مامانم خیلی دوست داشت)
مامانم در حال انفجار :o
بابام خیلی ریلکس بر گشت گفت : یه جوری اینارو اینجا میچینی که هنرمندام نمیتونن ( همراه با لبخند و تکون دادن سر به نشانه تحصین )
مامنم که به بابام هیچی نگفت بماند الان داره واسش غذای مورد الاقشو درست میکنه

م
میگ میگ خانوم ۱۲ سال پیش
جوک

خانوم ها و اقایان
دیگر به دنبال هوا پیمای گمشده نباشی بابای من ان را پیدا کرد
به گفته ی وی " هوا پیما زیادی رفته بالا از جو خارج شده
میگم پدرمن بهشون زنگ میزنن زنگ میخوره میگه همین دیگه تو اب که میوفتادن زنگ نمیخورد الان تو ایستگاه فضایین انتن میده
من:/
هواپیما0.o
مسافرا 0.o
بابام :D
اونایی که دارن میگردن :o

م
میگ میگ خانوم ۱۲ سال پیش
جوک

اعتراف ميكنم تو زمستون پارسال بنده خدا بابام حسابي سرما خورده بود
وقتيم كه خوابيده بود جوراب پاش كرده بودو حسابي خودشو پوشونده بود كه سردش نشه تو خواب
.(به اين موردم اشاره ميكنم كه بابام خييييييلييييي خوابش سنگينه........ )
منم ك حسابي حوصلم سر رفته بود رفتم جوراباشوو دراوردم و به ناخوناي پاش يه لاك قررررررمززز خوشرنگ زد�
صب كه بيدار شد بره سره كار بدون اينكه جوراباشو دراره حاضر ميشه و ميره.....
ظهر كه ميره با همكاراش وضو بگيره براي نماز ابروو حيثيت نميمونه براش .....ديگه خودتون بقيشو حدس بزنين
ديگه تا قبل اينكه از سر كار بياد به صورت افقي فرار كردم خونه داييم......

م
میگ میگ خانوم ۱۲ سال پیش
جوک

یبار هر چی میخواستم با نت خونه کانکت بشم نمیشد Error میداد همش...منم گفتم خب زنگ بزنم شرکت ببینم مهلتش تموم شده شاید...شماره ی شرکتو نداشتم زنگ زدم به 118...یه مرده بودش خلاصه گفت که بفرمایید؟
حالا این گفتگوی منو اون آقاهه:
من-سلام خوب هستید؟
آقاهه-سلام مرسی شما خوب هستید؟
-بله مرسی ممنون.خسته نباشید
آقاهه-مرسی امری داشتید؟
من-بله..من هر چی میخوام کانکت بشم ارور میده..مهلت نتم تموم شده؟
آقاهه-بله همینطوره!!!!!
من-مرسی ممنون..
آقاهه-خواهش میکنم..
حالا قطع کردم مامانم میگفت شمارشو داشتی؟
مگه زنگ نزده بودی 118؟؟
بعد من:|
من:|
من:|
من...من...:|:|
بازم من..... :|

م
میگ میگ خانوم ۱۲ سال پیش
جوک

من یه دختر عمو دارم، 34 35 سالشه!
ته سوژه است!
یه روز اومده بود خونه ی ما، داشت واسه مامانم خاطره تعریف می کرد که تو مترو یه خانمه اومده بود داشت ناخن مصنوعی فنچ می فروخت!بعد رو کرد به مامانم گفت من تا حالا نشنیده بودم ناخن مصنوعی فنچ چیه دیگه؟!
مامان منم در کمال اعتماد به نفس و آگاهی گفت وا نمی دونی؟!
ناخن مصنوعی های بچه گونه رو بهشون می گن فنچ! :-))))
منو داداشم تا 2 روز کف زمین و گاز می زدیم :)