میگم یه وقت زشت نباشه
به جای دست تقدیر همش شصت تقدیر رو به ماست :|
@♥آبجی خانوم♥ · ۳۸ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۱ رأی)
میگم یه وقت زشت نباشه
به جای دست تقدیر همش شصت تقدیر رو به ماست :|
فقط یه ایرانی میتونه واژه انگلیسی”ایمیل” و فارسی سازی کنه
بذاره “پست الکترونیک”که هم پستش انگلیسیه هم الکترونیکش!!!
بهش بگیم نامه برقی سنگین تره والا
فقط که زخم ها نیستند...!
گاهی کسی
چنان نرم به تنت دست می کشد
که جایش تا ابد روی پوستت می ماند.
صورتت شعر است و هر یک تار زلفت مصرعی
شعر را یک مصرعِ پیچیده زیبا می کند....
یه دکتر تو شهرمون هست میری پیشش میگه فعلا این داروها رو برات می نویسم ولی بعدا حتما یه دکتر درست و حسابی برو! :|
از سوالایی که دخترا تو گوگل تایپ میکنن میشه فهمید که دنبالِ جواب نیستن،
میخوان گوگل باهاشون همدردی کنه مثلا اگه تایپ میکنن
"من فلش قرمزم رو که وصل میکنم به لپتاپ صورتیم اون چراغ سبزش دیگه روشن نمیشه!
" و توقع دارن گوگل جواب بده :الهی بمیرم، چرا خو؟!!
امروز از کنار یه آرایشگاه رد شدم رو درش نوشته بود:
میکاپ عروس با آرایش خلیجی همیشه فارس^_^
من دیگه حرفی ندارم:|
مامان بزرگم اومده خونمون رفته دستشویی وقتی اومده بیرون برگشته بهم میگه :
ننه جون چه مستراحه دلبازی!
سفید بخت بشی الهی..
خخخخخخخخ^_^
یه سریام هستن پستای بچه های 4جوک رو نخونده لایک می کنن
.
.
.
.
اینا رو باید گچ پرت کنی طرفشون بگی : بگو ببینم الان چی گفتم!!
:|||
لال شم اگه دروغ بگ�
گل دخملا یادتونه بچه بودید ماماناتون موهاتونواز وسط سرتون می بستن
شبیه این اب نماهای وسط میدونا میشدید ^_^
خداشاهده رفتم خرید وارد یه مغازه شدم
دیدم پسره موهاشوهمون جوری بسته بود:)))))))))))
خدایا من از خاکم و به خاک برمیگردم مرا بخوان بسوی خودت :||||||
این که هموطنای فوتبال دوستمون به مسی توهین کردن رو میتونم هضم کنم!
ولی حرف اون لامصبی که زیر یکی از پستای مسی نوشته بود
you are good footballer
رو هیچ جوری نمیتونم هضم کن�
خدا شاهده
خدا منو نصف کن راحت شم :|
تو خونه نشسته بودیم "پی ام سی" نیگا میکردیم دور همی...
زن عمومم داشت میگفت چرا خواننده ها همش واسه مریم و لیلا شعرو آواز می خونن؟ چرا واسه من که اسمم اعظمه ترانه نمی خونن؟
دخترشم خیلی جدی گفت چرا اتفاقا داریم...
یکی هست که میگه اعظم رو برنگردون پریشونم پریشون!!!
:| ( ازم رو برنگردون ) :|
من :|
زن عموم :|
دختر عموم :)
عموم :)))))))))
مریم :|
لیلا :|
اعظم رو برنگردون :|
فک و فامیله واقعا؟
اقا ما یه پسرخاله داریم مایه نشاط فامیله خخخخخ
رفته بوده تو یه مجلس فوق رسمی!! پاش خواب میره میاد پاشو تکون بده یهو زاررررررررت خخخخخخخخ
(اینجا رو اسلوموشن تصور کنید) یواش یواش سرشو میاره بالا میبینه اوه اوه یکی از اشناها که باهاش رودربایستی داره روبه روش نشسته اینجوری o_O
هول میشه بهش میگه خانواده خوب هستن؟ یهو خودش خندش میگیره طرف خجالت میکشه پا میشه میره پسر خالم و دوستاش میزنن زیر خنده حالا نخند کی بخند
فک و فامیله داریم؟
خخخخخخخخخخ
خیالت
مثل چرت های صبحگاهی است…
همش با خودم میگویم…
فقط ۵ دقیقه دیگر!
اقا یکی از اقوام ما تعریف میکرد اول ابتدایی بودم ما رو بردن سینما
با خودم تخمه برده بودم معلمامون هم کنارم نشسته بودن میخوردن
موقع برگشتن ازم تشکر کردن و گفتن اگه تو نبودی ما از گشنگی می مردیم خخخخخخخ
منم خیلی شیک و مجلسی گفتم خواهش میکنم خانوم کار کردن خر و خوردن یابو
من^_^
معلما O_o
بعدم حس میکرده چه حرف عالمانه ای زده احساس بزرگ بودن میکرده :دی
فک و فامیله فیلسوفه من دارم؟ خخخخخخخ
عاقا ما دیشب مهمونی بودی�
این دیس ته دیگ اولین نفر به من رسید^_^
اصن اشک تو چشام جمع شد
منو این همه خوشبختی محال بود واقعا ^_^ خیلی حس شیرینی بود خخخخخخخخخ
پدربزرگم فوت شده بود (خدا رفتگان شما رو هم رحمت کنه الهی آمین ^_^) شب آخری میخواستن اقوامو واسه شام نگه دارن هی از اینا اصرار که بمونید غذای ظهرمون اضافه اومده خخخخخ ^_^ از اونا انکار که حالا شرایط روحیتون خوب نیست و میریم و از این حرفا
خاله خانوم اومد پادرمیونی کنه جر و بحث تموم شه برگشت گفت : بمونید دیگه اگه برید مجبوریم غذاها رو بریزیم تو سطل آشغال O_o
فک کنم تا حالا اینجوری قانع نشده بودن همشون موندن ^_^
هنوز که هنوزه این جمله گهربار خالم سوژه فامیله
خاله است من دارم؟ خخخخخخخ
{اگه این پستم تایید بشه من بعد فقط داستانهای خانوادگی میفرستم آخه پستای دیگم تایید نمیشه دارم میخورم به کف امتیازات خخخخخخ}
بنده از همین تریبون از سارق محترمی که کیف بنده رو سرقت فرمودن و در کمال جوانمردی کارت ملی و گواهینامه ام رو برام ارسال کردن سپاسگزاری می کنم o_O
آقا دم شما گرم ^_^
تشریف بیارید به همون آدرس مژدگانی هم تقدیمتون کنمO_o
دزد با انصافه داریم؟!!!!
لایک:خخخخخخخخخ
اقا همین دیشب داشتم با وسایل حمل و نقل عمومی میرفتم سمت خونه خسته و داغون
یکی از معلمای سابقو دیدم
خیلی با کلاس و مودب و اینا داشتم باهاش صحبت می کردم یهو برگشت گفت: شما خوابت نمیاد؟
من: چرا
معلمم: من که دارم میمیرم واسه خواب با اجازه یه ذره میخواب�
منم خیلی شیک و مجلسی گفتم خواهش می کنم بفرمایید بمیریدo_O
خدا سر گرگ بیابون نیاره داشتم از خجالت می مردم افق مفق هم در دسترس نبود برم محو بشم اصن یه وضی بودا
خودمونیم با کیا شدین 75 میلیون ^_^
"بی همگان به سر شود..."
و من کمی نگران شده ام؛
چون بی تو هم دارد به سر می شود انگار...