ا

احمد

@J0N3S · ۱۸ امتیاز

★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)

J
J0N3S ۱۲ سال پیش
جوک

امروز ساعت 7 صبح حس كردم بدنم سفت شده سنگينم يهو ترسيدم نكنه كه بختك باشه يهو اومدم پاشم ديدم نميشه از ترس چشامو باز نكرد�
يك 5 دقيقه اي همينطوري بودم گفتم سگ تو ضرر چشامو باز كردم ديدم بابام روم نشسته داري لبخند ميزنه من :| بهش ميگم چرا اينطوري ميكني؟ ميگه
قرصتو اوردم
من :|
بابا :D
خب چي بگم؟

J
J0N3S ۱۲ سال پیش
جوک

اون روز خونه مادر بزرگم بوديم يهو پسر خالم برداشت گفت احمد درو روشن كن من O--o هول شد گفت خب درو خامشو كن من :)) خانواده :))
دوباره هول شد گفت خب سصلا كولرو باز كن من :)))))))))))))))))))) خانواده :))))))))))))
بعد كه كلا همه مرديم از خنده ازش ميپرسيم هالا چي ميخواستي بگي گفت ميخواستم بگم كولرو روشن كن :))
2 ساله بد بخت سو‍‍زه فاميله
آخرش نفهميدم بين در و كولر چه نقطه مشتركيه‌:)