ع

علی

@ALI COOL · ۴۴ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۱۴ رأی)

K
KinGCooL ۱۲ سال پیش
جوک

بخدا تا همین الان با لپ تاپ داشتم 150صفحه تحقیقو ویراست میکردم که داداشم اومد کلید پاور لپ تاپو زد بعد زد زیر خنده وقتی دوباره روشنش کردم دیدم ریکاوری ویندوز هم کار نکرده الان اینقدر داغ کردم که اومدم تو 4jokتا شاید فراموش کنم.
وسط کارای مهم من یا باید برقا برن یا سونامی بیاد یا......
خدا اینم شانسه که من دارم

K
KinGCooL ۱۲ سال پیش
جوک

دیروز رفتیم جشن اتمام سال تحصیلی داداشم میخواستن واسمون نمایش اجرا کنن چند تا پسر خودشونو شبیه گوسفند کرده بودن و معلم کلاس سوم هم راوی قصه بود که گفت: خب سه تا بره کوچولو بودن به نامهای شنگول و منگولو حبه ی قندون....
هیچی دیگه الان مدت مدیدیه آقا گرگه داره رو زمین هلیکوپتری میره!!!

K
KinGCooL ۱۲ سال پیش
جوک

آغــــــــــــآ رفتیم مشهد فک کنم بعد ولادت امام سجاد(ع) بود رفتیم تو حرم امام رضا حرم خلوت تر بود بابام گودزیلامونو گذاشت رو شونش رفت جلو تر تا ضریح رو ببوسه گودزیلای ما هم خیلی شک و مجلسی بجای اینکه دعا کنه بلند گفت :وا ـــــــــــــــــــــــــــــــی چقدر پوللللللللللللللللللللل!!!!!!!!
اونایی که شنیده بودن داشتن غار غار میخدیدن تازه واسه اونایی که نشنیده بودن هم تعریف میکردن
هیچی دیگه بابام به علت شرم ساری بسیار صحنه وقوع سوتی را ترک کرد!!!!!!
من:oO
بابام: ـــ ـــ
گودزیلامون:* *
خزانه بانک مرکزی: ___________________________//////
ومن هم انگشت به دهان هنوز هم که هنوزه گوشه ازلت نشسته ام

K
KinGCooL ۱۲ سال پیش
جوک

بابام هروقت عصبانی بشه هرچی که تو دستش باشه میزنه زمین.
یه بار داداش گودزیلام با بابام بحثش شد بابام که داشت میوه میخورد بشقاب چینی تو دستش بود وقتی میخواست بزنش زمین در اوج عصبانیت بشقابو آروم گذاشت رو میز پرتقالو محکم کوبوند زمین.
پرسیدم چطور شد این کارو کردی گفت:بابا این خیلی گرونه گفتم یه بشقاب مگه جقدر ارزش داره گفت اگه میشکست به اندازه یه سرویس چینی...........

K
KinGCooL ۱۲ سال پیش
جوک

فانتزی من اینه که یه دخترو دار بزن�
.
.
.
.
.
.
.
همون دختری که امروز به رفتگر پیر خیابونمون گفت هی هویج برو کنار میخوام ردشم بعد با ماشین گرون قیمتش جوری گاز داد که تمام خاک هایی رو که رفتگر جمع کرده بود و به هوا پخش کرد آقا من نژاد پرست نیستم ولی این صحنه رو امروز دیدم از هرچی پولداره از خود راضیه متنفر شدم

K
KinGCooL ۱۲ سال پیش
جوک

یکی از رفیقام سبیل گزاشته بود 2 سال سبیلش شده بود تیغ تبر تازه اینقدر دوستش داشت براش شونه مخصوص هم گذاشته بود بیچاره داشت بالاس سبیلشو درست میکرد که تیغ سر خورد نصف سبیلشو برد هیچی دیگه تا 2 هفته کل کلاسا رو کرد تو دیوار تازه وقتی هم اومد با ماکس اومد بعد استاد هم گیر داده بود که آقا سر کلاس ماسکو درار وقتی در اورد فقط کم مونده بود که سیم های برقو بجون دوستان

K
KinGCooL ۱۲ سال پیش
جوک

ماشین بابامو یه کم مالوندم به تیر برق بابام گفت اشکالی نداره؟ من که کلی ذوق مرگ شدم گفتم دوست دارم بابالی
شب رفتم تو اتاقم دیدم که لپ تاپ و گیتارم نیست داشتم داد میزدم که این وسایل منو کسی ندیده؟
بابام گفت داد نزن هروقت ماشینو درس کردی بیا وسایلتو تحویل بگیر!
هیچی دیگه الآن 3 ماهه لپتاپم و گیتارمو ندیدم

K
KinGCooL ۱۲ سال پیش
جوک

شب قبل امتحان اصلا نخوابیده بودم سر جلسه سوالا آسون بود منم تو 10 دقیقه جواب دادم میخواستم برگمو بدم که گفتن تا نیم ساعت نمیگیریم منم ناچار نشستم همینجور نشسته سر جلسه خوابم برد و سر م داشت میفتاد مراقب فک کرد که دارم تقلب میکنم آروم اومد بالای سرم ،من داشتم یه چرت ملو میزدم اونم فهمید که خوابم میخواست دست بزاره رو کمرم که بیدارم کنه دستش خورد تو کمرم منم با دندون خوردم به دسته صندلی هیچی دیگه امتحان به علت هلیکوپتری رفتن دانشجویان تعطیل شد........

K
KinGCooL ۱۲ سال پیش
جوک

رفتم آرایشگاه یارو میخواست یه کم دور مو هامو ماشین کنه نمیدونم چی شد که ماشین رفت وسط کلم حلا ما کلی دعوا کردیم وسط دعوا یارو میگه حالا میگید چکار کنم؟
یه پیرمرده اونجا نشسته بود با کمال آرامش گفت کلشو با ماشین صفر بزن.
آغا قانع شدم نشستم یارو کله مارو یهجوری درستش کرد بعد بلند شدم که برم یارو گفت قابل شمارو ندارن !!!!!!!!!!!!
آغا میخواستم قیچی رو با پهنا بکنم تو حلقش

K
KinGCooL ۱۲ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم اولین باری که آتاری برام خریدن از ذوقم شبا ساعت 2 بیدار میشدم میرفتم روشنش کنم تا بازی کنم همیشه هم از صدای ناجور تلویزیون بابام بیدار میشد دستگاهو جمع میکرد یه روز ابتکار به خرج دادم اول صدای تلویزیونو کم کردم بعد روشنش کردم با کمال تعجب دیدم باز افاقه نکرد....

K
KinGCooL ۱۲ سال پیش
جوک

تو خونه دانشجویی مون یه بار از خواب بیدار شدم دیدم خورشید اولیه که او مده بالا ساعتو نگاه کردم دیدم 6:58 دقیقه است .
باسرعت بلند شدم لباس پوشدم کیفمو برداشتم باسرعت رفتم بیرون تو خیابون می دویدم تا از سرویس جا نمونم تازه وقتی دیدم سوپر محل داره چراغ بیرون رو روشن میکنه فهمیدم عصره رفتم خونه و خودمو به ادامه خوابم دعوت کردم

K
KinGCooL ۱۲ سال پیش
جوک

وسط مجلس ختم یکی از اشنایان بودم حوصلم سر رفته بود باگوشیم (جی ال ایکیس راحت تو جیب جا میشه و سیم کارت همراه اول اینتر نت بسیار پر سرعت)داشتم تو4jok میچرخیدم یه مطلب فوق العاده خنده دار خوندم نتونستم جلو خندمو بگیرم بعد به سرعت نور خندمو به گریه تبدیل کردم بابام که کنار بود از تعجب چشماش 4 تا شده بود بعد همه یهو ساکت شدن منو نگاه میکردن تازه یکی اومد بهم آب قند هم داد. یعنی عجیب خلایقی هسیم ها.........................

K
KinGCooL ۱۲ سال پیش
جوک

میخواستم برای اولین بار با یکی از دخترای کلاسمون صحبت کنم روی صندلی نشسته بودم که وارد شد منم صداش زدم(دستو پام داشت میلرزید چشمام اشک زده بود قلبم داشت از کلم میزد بیرون)اونم وایساد منم میخواستم بلند شم برم جلو پام به صندلی گیر کرد یه عان دیدم وسط زمین و هوا افقی شدم بعد محکم خوردم به صندلیای ردیف جلو آقا دهنم پر خون شد کل کلاس داشت هلیکوپتری می زد