م

مرضیه

@مری بانو · ۵۵ امتیاز

★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)

ب
بیستو نه دوتا شیش ۱۲ سال پیش
پیام

دقت کردین این دخترایی ک رشتشون ادبیاته زودتر از بقیه دخترا شوهر گیرشوووون میاد .....
اصلا ی عضییییییییییییییییییییییییی
دیدم ک میگم از کلاس ما ک تجربی بودیم ی نفر شوهر کرده از ریاضیاممون کسی شوهر نکرده از ادبیاتیامون ک 16 نفر بودن 15 نفر ازدواج کردن اون یکی هم میگه میخوام ادامه تحصیل بدم.........

ب
بیستو نه دوتا شیش ۱۲ سال پیش
پیام

یادش بخیر وقتی بچه مدرسه ای بودم ی بار معلم علوممون منو فرستاد برم دفتر کلاس رو بیارم منم رفتم دفترو اوردم وقتی تو سالن رسیدم دیدم کسی نیست برا خودم ی 20 گذاشتم ........
فکر کنم بخاطر همون 20 من ب هیجا نرسیدم.....
خخخخخخخخخخخخخخ

ب
بیستو نه دوتا شیش ۱۲ سال پیش
پیام

یه همسایه داریم 2روزه خدا بهش ی دختر داده میخواد اسمشو بزاره" کلیپس" 0^0
بهش میگم این چه اسمیه میزاری؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میگه تازه اسم بچه بعدیم اگه پسر بود میخوام بزارم موچین.....
به نظرتون ثبت احوال قبول میکنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
لطفا رسیدگی کنید جای جان دار داره با بی جان عوض میشه.......

ب
بیستو نه دوتا شیش ۱۲ سال پیش
پیام

از من بدشانس تر آدم نیست..
کل تابستونو دنبال کار گشتم پیدا نکردم ازاول مهر تا الان که دهم مهره 5تا کار برام پیدا شده نزدیک خونمون با حقوق خوب ولی ساعت کلاسام با ساعت کارا تطابق داره نشد قبول کنم.........
ی همچین بدشانسیم من.
من|
ساعت کلاسم0000^0000
دانشگاه|

ب
بیستو نه دوتا شیش ۱۲ سال پیش
پیام

خدا پدر و مادر عادل فردوسی پورو اگه در قید حیات هستن بهشون عمر با عزت بده اگه خدایی نکرده در قید حیات نیستن بیامرزدشون.....
دیدین چه اسم باحالی براش گذاشتن........
واقعا عادل عادله.
هر کی موافقه بکوبه لایکو...
انشالله برنده این هفتش بشی که لایکیدی..........

ب
بیستو نه دوتا شیش ۱۲ سال پیش
پیام

یه چیزی میگم یه چیزی میشنوی ...
به همون ساعت های خواب اول صبح که حاضری همه چیزتو بدی ولی بزارن بخوابی قسم راست میگم.
زن داداش و داداشم ی شب اومدن خونمون از بابام اصرار از اونا انکار که شب بمونید خلاصه موندن.... صبح بابام میره تو اتاقشون (لازم به ذکره که داداشم صبح ها اصلا صبحونه نمیخوره لباسشو میپوشه میره سرکار) زن داداشمو بیدار میکنه میگه پاشو شوهرتو بیدار کن بره سرکار.........
آخه این انصافه پدر من بیچاره گناه داره خب خودت بیدارش کن ... باور کنید اگه زن داداشم دختر عموم نبود فکر کنم بابامو میفرستاد تو افق و بابام به عنوان مسن ترین فرد افقی 4جک بود.

ب
بیستو نه دوتا شیش ۱۲ سال پیش
پیام

خدا این بلا رو سر هیچ کس نیاره...
رفتم آموزشگاه رانندگی (بعله 18 سال به بالام حرفی هست) برا امتحان آیین نامه ... باید فیش پرداخت میکردیم البته توی آموزشگاه دستگاه کارت خوان بود. فیش خودمو پرداخت کردم یه دفعه ای یه پسره اومد( خوبه متوجه شدین من دخملم) عابرش همراش نبود مدیر آموزشگاه داد زد کسی هست عابرشو بده به این عاقا هیچ کدوم از عاقایون و خانوما جواب نداد ن...خلاصه از اونجا که من خیلی بامعرفتم گفتم بله من میدم بفرمایید. همه ساکت بودن دلم هوری ریخت کارتو دادم گفت رمزش منم بهش گفتم....
چشمتون روز بد نبینه کارتم خالی بود .
من |
مدیر آموزشگاه 000^000
پسره |
حاضرین در آموزشگاه 00000000^00000000000
اصلا رفتم یه پراید گرون قیمتی دم در آموزشگاه بود در عرض یک دهم ثانیه جویدمش دیگه نمیرم آموزشگاه فکر کنم پسره دنبالمه که به حسابم پول واریز کنه تو روزنامه هم آگهی داده........