ب
بیستو نه دوتا شیش ۱۲ سال پیش
پیام

یه چیزی میگم یه چیزی میشنوی ...
به همون ساعت های خواب اول صبح که حاضری همه چیزتو بدی ولی بزارن بخوابی قسم راست میگم.
زن داداش و داداشم ی شب اومدن خونمون از بابام اصرار از اونا انکار که شب بمونید خلاصه موندن.... صبح بابام میره تو اتاقشون (لازم به ذکره که داداشم صبح ها اصلا صبحونه نمیخوره لباسشو میپوشه میره سرکار) زن داداشمو بیدار میکنه میگه پاشو شوهرتو بیدار کن بره سرکار.........
آخه این انصافه پدر من بیچاره گناه داره خب خودت بیدارش کن ... باور کنید اگه زن داداشم دختر عموم نبود فکر کنم بابامو میفرستاد تو افق و بابام به عنوان مسن ترین فرد افقی 4جک بود.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.