چند وقته سیبیل گذاشت�
مامانم چپ وراست میگه بزنش
:نگاه!همه غذا چسبیده بهش
o_O !کو؟
:میدونم دیگه،این دختره بهش گفته سبیل بزار
=-Oکدوم دختر؟!!
:اصلا تا وقتی تو این خونه ای نباید سبیل بزاری. تموم.
:-|
@mAhArA · ۷۵۴ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۱۶۲ رأی)
چند وقته سیبیل گذاشت�
مامانم چپ وراست میگه بزنش
:نگاه!همه غذا چسبیده بهش
o_O !کو؟
:میدونم دیگه،این دختره بهش گفته سبیل بزار
=-Oکدوم دختر؟!!
:اصلا تا وقتی تو این خونه ای نباید سبیل بزاری. تموم.
:-|
درویش:ببینم،بهت گفتم که خیلی دوست دارم؟
گرابز:نه نگفتی
درویش:خوبه،از این مسخره بازیآ خوشم نمیاد
کتاب"نبرد با شیاطین"
ولی خدایی خیلی زور داره ،خدا تومن پول پوشک بدی که بچه توش بشاشه!
مگه همون کهنه چش بود؟!!
اقتصاد مملکت باید از همینجا درست شه B-)
دقییقا چه قصدی داشتین از اینکه با مداد، وسط پاک کن رو سوراخ میکردین؟
:-|
همشم نوک مداد میشکست توش گیر میکرد!
بچه زاییدن خوب هم هستا!
زنداییم بچه آورده
17میلیون طلا گرفته.4تا ربع و 3تا نیم سکه.پول نقدی به کنار!
خلاصه،تجارت پرسودیه!گفتم درجریان باشید
هرکی خواست تجارت پرسود کنه پی.وی لطفا B-)
همیشه اون چیزهایی که ما عاشقشون هستیم،ما رو نابود می کنند
دیالوگ بازی تاج و تخت
هر بار خواستم بگویم "دوستت دارم"
گفتم "حالت چطوره"
و من خیلی "حالت چطوره"
مذهبی ها موقع مشکلاتشکون 2 رکعت نماز میزنن
غیر مذهبی ها 2 پیک
روشنفکرا 2 پک
ما معمولی ها هم 2 لیوان چای
:-|
همین برف و خونه نشینی مردم ،باعث میشه تعداد آبان ماهی های مغرور به صورت تصاعدی رشد کنه
:-|
خشونت علیه مردان،همین که آشغال رو تو این هوای سرد میدن دستت میگن ببر بذار بیرون و بیا
خیلی خوبه وقتی اعصابتون به هم میریزه با بغل و صحبت آروم میشید
ما سگ میشیم تا خودمون و بقیه رو جر ندیم ول نمیکنیم :-|
همه ی کابینت ها یه فضایی دارند که فقط با چشم مامانا دیده میشه
حالا همه اینا به کنار،
اون سه هزار میلیارد چی شد تهش؟؟!
من هنوز یادمه :-|
شماها یادتون نمیاد زمان یاهومسنجر یه دختر که عکس با چادر مقنعه میفرستاد تا 3 ماه میگفت:بگو به ابلفضل پاک کردم عکسارو
شمام بچه بودید تلاش کردید حمومو پر آب کنید و توش شنا کنید یا من فقط یه تنه ری.دم به ذخایر آبی کشور؟
مایک نیوول:به نظرم کسایی که خودکشی میکنن آدمهای ضعیفی نیستن
فقط بین دوتا جهنم،جهنم اونوری رو انتخاب کردن!
فیلم«دنی براسکو»
آبدوغ خیار اگه غذای خوبی بود،مادرا انقدر به به و چه چه پشتش راه نمی انداختن تا قالبش کنن
مثل استیک با سکوت و منت میذاشتن جلوت :-|
من اون شبی که داشت میرفت،فرودگاه نرفت�
ولی بعدش بارها رفتم روی اون صندلی فلزی سوراخ سوراخ لعنتی نشستم و هربار دیدم داره میره...
ولی باور کنین اون دوسانت رژلبی که بالا و پایین لبتون میزنین، ما میفهمیم جزو لبتون نیست :|
پیرمرد:دلت گرفته؟
سرباز:آره
پیرمرد:دل همه میگیره،دل داشته باشی میگیره؛اصلا دلی که نگیره دل نیست
فیلم"یک تکه نان"