ع

علی عبداللهیان

@1354 · ۸۷ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۴ رأی)

ع
عبداللهیان ۶ سال پیش
پیام

رویای شیرینم  ای  تجسم زیبای زندگی  سلام   تا تو هستی  خورشید برایم  معنای  حیاتی  دوباره دارد  طلوع  در حقیقت  پیوندی مجدد برای باتو زیستن است       در کلامم  حسی جریان دارد به زلالی اب  و   بکر بودن رنگهای پاییزی    سلامی که  سلامتی را برایت ارزو میکند   تقدیم تو باد

ع
عبداللهیان ۷ سال پیش
پیام

شادمانی امروزم تقدیم تو تقدیر خوشایند هر روز و صبح منی حس خوشایندیست حضورت‌‌‌‌ نزدیک بودنت‌َ عشقی که نفس هایی که میکشد از همین اسمان نزدیک حوالی توست تو را در بهبوهه ی هیچ اتفاقی گم نخاهم کرد تو مقدمه و اغاز شروع هر صبح منی سلام صبحت بخیر

عبداللهیان ۹ سال پیش
پیام

سلام بتو بتو که همه وجود من متاثر از توست رنگ و بوی هر روز من از باغچه پر گل حضور توست. خوش میدر خشی در اسمان دلم خورشید مهربانیم من گدای محبت توام که دست پر نیازم را رو به اغوش پر از محبتت گشوده ام تا بی نیاز شوم از هر مهری از هر توجهی . من هنوز تشنه ی مهر ور زی های توام

عبداللهیان ۹ سال پیش
پیام

روزها و ساعتها را بشوق دیدنت طی میکنم. در کمین لحظه هایم تا مرابتو برساندو انجماد دستهای فسرده ام را به دستان تو بسپارم که گرمای جانبخش تو را نیاز دارد . به صبح سلامی دوباره که تو دلیل زیبایش هستی هنگامی که از خواب بر میخیزی و لبخندی از رضایت و یک دنیا احساس خشنودی بر لب و دلت مینشیند که بازهم تو را دارم و بازهم به شوق تو مینویسم و چشم انتظار پاسخت میمانم.

عبداللهیان ۹ سال پیش
پیام

سلام گل همیشه بهارم صبحت فرخنده و پر خنده بیا و دست بکش بر سطر تنهای دلم در ایینه وجود جز انعکاس مهربانی و عشق تو نیست. عطر دلواپسی هایت جان بخش و روح نواز است. دغدغه ام تویی. مونس جانم تویی. باده ی نابم تویی. تورا میخانمت با نام در این منزل که خاموش است. . . یادت را حلاوت بخش روزم میکنم.نازنینم

عبداللهیان ۹ سال پیش
پیام

سلام اوای خوش خوشبختی سلام نغمه جان افزای عشق تب و تاب تو را دارم در نبودنت میسوزم در ندیدنت چون فصل خزانم غمدیده و زرد . رنگ و بوی بهار را در تو جستجو میکنم که که باران عشقت همیشه بر سرم میبارد شکوفه های لبخندم از وزش خنکای عشق ورزیهای تو به گل مینشیند. روح تبدارم در جستجوی توست.هر روز و هر صبح

عبداللهیان ۱۰ سال پیش
پیام

سلام ماه بانوی من سلام باران من ببار بر من چون قطره های باران گذر کن بر من به مهربانی چون ابر از سایه سار محبتت میخاهم جوانه بزنم سر از خاک تیره اندوه سر بر کشم میخاهم گل افتاب گردانت شوم میخواهم هزار بار گرد خورشید وجودت بگردم