سلام سنگ صبورم ارام جانم دستم را بسویت دراز کرده ام تا از جای برخیزم با تو همقدم جاده بهار شوم مالک فصل بهارم تویی اغاز فصل روییدنم تویی .هوایی که تو در ان نباشی مسمومم خاهد کرد. هر لحظه من تو را منتظرم ای صمیمی یارم
@1354 · ۸۷ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۴ رأی)
سلام سنگ صبورم ارام جانم دستم را بسویت دراز کرده ام تا از جای برخیزم با تو همقدم جاده بهار شوم مالک فصل بهارم تویی اغاز فصل روییدنم تویی .هوایی که تو در ان نباشی مسمومم خاهد کرد. هر لحظه من تو را منتظرم ای صمیمی یارم
صبحی دیگر رسید و من در انتظار تو چشم میگشایم و دلم لبریز است از دیدن خورشید جانم تا جان ببخشد و ذوب کند یخهای کسالت و اندوه را تو با چشمانت زندگی و شادی را برایم به ارمغان می اوری ساده می ایی و پر شکوه و چه میدانی از غوغا و بلوایی که بپا میکنی دردرونم . چشانم سخت تورا میجویند ای جاری زلال . ای تابیده بر دلت مهر. و من باز هم از دستانت شکوفه مهربانی میچینم امروز .
سلام دردانه نایاب سلام روشن تر از افتاب تو را چون جان شیرین دوست میدارم .به صبحت عطر جان افزای عشق میپاشم تو را میجویمت هر صبح تورا میبویمت چون گل
کاش مفسری بود کاش تفسیر میکرد تب چشمانم را برایت کاش یکی از هزار حرف نگفته چشمانم را میدادم برایت ترجمه میکردنند کاش میفهمیدم جنس کلام و زبان تو چیست که اینقدر در فهم احساسم مشکل داری من ساده میگویمت ولی باعشق بی توام شوق زندگانی نیست
سلام همراه و یاور دیرینم صبحت بخیر و شادی
کاش غم اوقات برود از دل تو
کاش نقش کسالت هم برود از دل من
در ضمیرم اندوه نشیمن کرده است
خاطرم دود الود است
کاش به لبخندی برود این زنگار
کاش قاصدک از کوی تو بیارد خبری
ای سرسپرده با ماه
ای ماه شب فروزم
ای تابیده بر دلم نور
خورشید پر فروغم
صبحت پراز خنده باد
صبحت بخیر و شادی
شورو شوق مستی شبانه ام تویی
روح نجوای عاشقانه ام تویی
سلام عشق من صبحت بخیر .
تورا چون جان شیرین دوست میدارم که چون دریا دلت پاک است
سلامت میکنم ای عشق
سلامت میکنم ای دردانه نایاب
برایم بهترینی تو. صبح بارون خورده ات عاشقانه باد.
سلام همدم لحظه های شبانه .باتو در سیاهی شب از سپیدی عشق میگویم باتو شبم پرشکوه و چشم نواز است
کلام تو چون ستاره روشن میکند اسمان دلم را صبح را باتو شروع میکنم
نازنینم.
سلام مهربان من سلام اسمان من...
از دامن پر مهرت سب شادی بر میچینم امروز
روزت از عطر این دیدار شیرین .
چه پر فروغ روشن میکنی وجودم را که تاریک و سرد است مرا دستان مهربان تو یاور است .اوقات و ایامم اغشته ئاز یاد توست یک لحظه یاد تو از فکر من خالی مباد .گل نازم سلام بر من به مهربانی گذر کن در این صبحدم .
خورشید به عظمت چشمان تو نخواهد رسید ان هنگام که طلوع میکنی و اسمان دلم روشن میشود از حضور تو.
رنگ.خوشبختی رنگ چشمان توست .به تو سلام میکنم قاصدکم صبحت به کام دل شیر ین
امروز تولد شاه بیت تمام خوبیهاست امروز اغاز غزل است بر دیوان شگفتی افرینش امروز تمام عاشقان غزل میخوانند .چه خوش خرامیدی غزال زیبای من بر بیشه های سبز زندگیم تولدت یاد اور کمال نعمت خداوند است به ما تولدت مبارک عزیزم ..
سلام اختر روشن .سلام ماهتاب بی همتا .حدیث نغمه پردازی شبانه ما روایت میکند عمق دلتنگی و حسرت با هم بودن را سلام گلم صبحت از گرمای عشقمان روشن .
سلام همره شبهای تنهاییم باتو تا خلوت سحر به عطر مناجات میرسم
صبح اتفاق قشنگیس که به ما میگویید یک روز دیگر کنار عشقت خواهی بود .
سلام بهتر از جانم
بر استان پر مهرت هر صبح متبرک میکنم روزم را
و از دل میکنم یادت تا بدانی "بانوی بی رقیبی"
صبحت بخیر نازبانو سلام گرما بخش زندگیم .باتو از طلوعی تا غروبی با تو از صبحی تا شامی .امتداد این عشق میرسد تا بهشت
مرغ احساسم در این صبحدم حنجره اش پر از نغمه دلتنگی توست .من به همراه نسیم شوق دیدار تورا میخوانم . صبح قشنگت بخیر
سلام ای مهر بانو....
ماه تاب روشنم..
سلام ای نور امیدم ..
ای اسمان صاف یکرنگی ..
سلام ای اختر روشن ..
سلام ای روشنتر از خورشید..
شبم با تو چه روشن شد ..
چه صبحی با تو خواهم داشت ..
دلم با یاد تو خرسند..
دلم از عشق تو لبریز ..
سلام چشمه روشن خورشید در امتداد طلوع چشمان تو برایم زندگی اغاز میشود.صبحت از عطر گل یاس سرشار