با اینهمه تفاوت احساس می کنم که کمی بی تفاوتی بد نیست .
@p0y@n · ۴۱۱ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۲۶ رأی)
با اینهمه تفاوت احساس می کنم که کمی بی تفاوتی بد نیست .
تا رازهایم را نمی دانی.
داوری نکـــــــــن.
از زلزله و عشق خبر کس ندهد.
آن لحظه خبر شوی که ویران شده ای.
هرگز برای عاشق شدن دنبال باران و بابونه نباش، گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچهای می رسی که زندگیت را روشن میکند.
آدم است دیگر، گاهی می نشیند در ایوان خانه و نگاه میکند به ستاره ها و های های گریه می کند، دست خودش هم نیست ... از خانه یکی از همسایه ها هم صدای نی بیاید! دیگر باید سرت را بکوبی به دیوار، خلاص!
همه ی دنیا فقط تویی
و برخی دوستان
بقیه هم تکراری اند.
دلتنگی؛
خیابان شلوغی است
که تو در میانهاش ایستاده باشی
ببینی میآیند
ببینی میروند
و تو همچنان،
ایستاده باشی!
چرا باید بسوزی و بسازی؟
مگر عمر را چند بار به آدمیزاد می دهند؟
گیرم نوشته اند که ما هم کسی شوی�
تنها به خاطر دل زهـــــــرا نوشته اند.....
از مكالمه و پرگویی بیجا نجات پیدا خواهید كرد، اگر به خاطر بیاورید كه مردم هرگز نصایح شما را قبول نمی كنند، مگر اینكه وكیل مدافع و یا دكتر باشید و آنها برای شنیدن صحبت های شما پول خرج كرده باشند.
آنتیگونه: تو تاحالا عاشق شدی؟
تیرسیاس: عشق خطرناکه خانوم!
آنتیگونه: چرا!؟
تیرسیاس: چون نمی ذاره از چیزای خطرناک بترسی!
آدم می تواند در آن واحد در دو جا حضور داشته باشد، یکی آنجایی که هست، یکی آنجایی که میخواهد باشد.
از درد کوچک است که آدم می نالد وقتی ضربه سهمگین باشد،لال می شوی
بگــذار بگـوینـد مغرورم ... !
مـــــــــــن دوسـتـت دارم هــایـم را
خـرج کـسـی کـه لـیـــاقــــتــ ـش را نـدارد، نـمـیـکـنـم...!
خلاصه بهاری دیگر
بی حضور تو از راه می رسد
و آنچه زیبا نیست
زندگی نیست
روزگار است.
از وقتی که دوست ام مرا ترک کرده است،
کاری ندارم به جز راه رفتن!
راه می روم تا فراموش کنم....
راه می روم ،
می گریزم ،
دور می شوم....
دوست ام دیگر برنمی گردد،
اما من حالا
دونده دوی استقامت شده ام !
فراموش كردنت برایم مثل آب خوردن بود !!!
از همان آبهایی كه می پرد توی گلو و سالها سرفه میكنیم ....
دوستها دو دستهاند:
آنهایی که خواهی شناخت
آنهایی که نمیخواهی بیشتر بشناسی.
باران
آبرویم را خرید
شبیه مردی که گریه نمیکند
به خانه برگشتم!
ﭼﻘﺪﺭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ٬ ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺷﺒﯿﻪ ﺣﺮﻓﻬﺎﯾﺸﺎﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ.