ع

عشقم

@aytak kiani · ۲۹۳ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۳۹ رأی)

خ
جوک

دوستم تعریف میکرد:
بچه که بودم یه بار از خدا یه چیزی خواستم و تهدیدش کردم اگه بهم ندتش ، مسیحی میشم (._.)
خلاصه یه پنج دقیقه ای صبر کردم دیدم که خبری نشد گفتم باشه پس من دیگه مسیحیم شروع کردم علامت مسیحی هارو رو سینم کشیدن و هر چند دقیقه یه بار تکرارش میکردم.
(._.)
خدایی اینم دوسته من دارم؟

خ
جوک

اعتزاف میکنم من هر سری که جوکای جدید تموم میشن یه سری هم به بخش داستان کوتاه میزنم.
هیچی فقط میخواستم بگم که مهم نیست داستان های کوتاهتون تو سایت کم لایک میخوره مهم اینع که یه چند نفریم مثل من منتظر داستان های کوتاهتون هستن.

ه
هندسه ۹ سال پیش
جوک

از من به شما نصیحت هر وقت دارین با یه نفر خصوصی صحبت میکنید یا کار شخصی ای انجام میدید ، فکر نکنید اون بچه ای که کنارتون نشسته هیچی حالیش نیست!
شاید اون لحظه هیچی حالیش نباشه ولی بالاخره که یه روزی بزرگ میشه !
به من اعتماد کنید ، خاطره ای از بزرگ تر ها الان یادمه که هر وقت میبینمشون نمی دونم بخندم یا گریه کنم :|

چ
پیام

جری:داری چیکار میکنی؟
جاستین:بیکارم و تلویزیون هم چیز خاصی واسه دیدن نداره پس من تصمیم گرفتم الکس رو که داره تکالیف مدرسشو انجام میده تماشا کنم. میدونی این مثل یه مستنده که تاحالا هیچ قسمتی از اونو ندیدم.
"wizards of waverly place"

چ
جوک

یکی از فانتزی های من اینه که این رمان نویس های اینترنتی دست از رمان نوشتن بر دارن.
حالا گذشته از زندگی های اشرافی شخصیت های رمان و قیافه های رویاییشون ، دختره برداشته هر چی لوازم آرایشی تو خونه داشتن رو صورتش خالی کرده بعد برگشته میگه : یه آرایش خیلی ملیح کردم. :|
من دیگه حرفی ندارم...

چ
پیام

دختران معمولی همیشه در آغوشی آرام زندگی می کنند
بی صدا می گریند, بی صدا می خندند, بی صدا می شکنند, بی صدا عاشق می شوند
بزرگ می شوند
شاعر می شوند
متین و با وقار تر از همیشه همسر می شوند
دختران معمولی مادر هم می شوند
صبح ها بدون توجه به این ک دیشب از فکر قسط های سر ماه خوابشان نبرده
بیدار می شوند و ترجیح می دهد به جای خوردن صبحانه برای دختر بچه شان لقمه درست کنند
پنیر می گذارند
گردو می ریزند
و نان را تا می کنند
خاطره می گذارند
غم می ریزند
و روز را پایان می دهند
دلتنگ نمی شودند برای باران , برای کتاب های مخفیانه ی هجده سالگی سکوت می کنند , و خوب می دانند پیاز داغ را چگونه طلایی کنند
بی تاب نمی شوند چون مادرشان گفته یک زن خوب همیشه صبور می ماند .
آرام می نشینند روی مبل و طوری و مجله حل می کنند ک خیال لطیف صبح های بیست سالگی به سراغشان نیاید
قرمه سبزی را مزه می کنند
و برای قابلمه ها آواز می خوانند
همانند سوختن یک شمع
آب می شوند و در خود حل می شوند
دختران معمولی همیشه معمولی می مانند.

چ
جوک

ﺿﺎﯾﻊ ﺗﺮﯾﻦ ﺍﺗﻔﺎقات ﺗﻮی ﯾﮏ ﻣﺠﻠﺲ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﭼﯿﻪ؟
-۱ ﺭﻗﺼﯿﺪﻥ ﺧﺎﻧﻮﻣﺎ ﺑﺎ ﺭﻭﺳﺮﯼ و دامن کوتاه !!!!
-۲ ﺣﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﻣﯿﺰ ﺳﻠﻒ ﻣﻮﻗﻊ ﺷﺎﻡ
-۳ ﻟﺒﺎﺱ ﻋﻮﺽ ﮐﺮﺩﻥ ﭘﯿﺎﭘﯽ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﻋﺮﻭﺱ
-۴ ﺁﻭﯾﺰﻭﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﯾﮏ ﮐﯿﻠﻮ ﻃﻼ ﺍﺯ ﮔﺮﺩﻥ ﻣﺎﺩﺭ ﻋﺮﻭﺱ یا داماد
-۵ ﺩﻡ ﺩﺭ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻥ ﺁﻗﺎﯾﻮﻥ ﻣﺜﻞ ﻣﺴﺠﺪ
۶-نامحرم بودن برادر عروس و داماد ولی محرم بودن فیلمبردار
۷-فرستادن ارکستر بیرون از محل بزن و بکوب
۸-ورود آقایون به سالن خانوما بعد از خوردن شام در حالی که قیافه هاشون شبیه این پنگوئن های امپراتوره که دنبال جفتشون میگردن و دقیقا نمیدونن الآن باید تو سالن چیکار کنن
و....
فیلم کمدیه خداییش ...