آهنگ های علی عبدالمالکی:
انگاری مریضم
به درک
روانیت�
کور بود�
خدانشناس
آهنگ های به زودی روانه بازار میشود:o_O
برو گم شو
کثافت بیشور
به جهنم
برو بمیر و...
اصلا ملت خود درگیری مزمن دارن بنزین داغوووووووووووون کرده مردمو..^__^
@asmf · ۱۳۰ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۹ رأی)
آهنگ های علی عبدالمالکی:
انگاری مریضم
به درک
روانیت�
کور بود�
خدانشناس
آهنگ های به زودی روانه بازار میشود:o_O
برو گم شو
کثافت بیشور
به جهنم
برو بمیر و...
اصلا ملت خود درگیری مزمن دارن بنزین داغوووووووووووون کرده مردمو..^__^
رفتم مانتو بخرم میگم آقا این رنگش کالباسیه؟
میگه بله خانم کالباسیه با مونجوقو ملیه خیارشور!!!!!
قیافه مرده:^_^
قیافه من:o_O
زندگی مثل یک بستنی است از آن لذت ببرید پیش از آن که آب شود. U_U
عاقا دوستم گوشیشو گم کرده بود کجا پیدا کرده باشه خوبه؟؟؟؟؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
تو دستشویی خونشون بالای فلشتانگ o_O
نه خدایی ما باکیا شدیم 80 میلیون نفر؟؟؟؟؟؟
داشتیم شام میخوردیم بحث سر رنگ چشم کارگر بابام بود بابام میگه چشاش زاغه.
منم نمیدونستم زاغ چه رنگی میشه پرسیدم زاغ چه رنگی میشه؟
داداشم: ان دماغی خودمون میشه دیگه...
عاقا بابام حالش بهم خورد سر شام...
وبا یک لنگه کفش برادرم را به افق رهسپار کرد...
پسر عمم داشت تو لاین به مخاطب خاصش پیم میداده اشتباهی میفرسته به دختر عموم با این مضمون منو فراموش نکن تا پای ازدواج باهام بمون و از این جور حرفا...
حالا خودتون قیافه دختر عمومو تصور کنید دیگه o_O!!!!!!!!
الان پسر عمم رفته افق هنوز برنگشته ....
فک و فامیل داغون داریم ما ^_^
سرجلسه امتحان تقلب میکردیم میخندیدیم معلمه قاطی کرده بود نمیدونست واسه چی میخندیم واسه رد گم کنی هم هی همه بچه ها بیرون کلاسو نگاه میکردن میخندیدن معلمه میرفت بیرونو نگاه میکرد میدید کسی نیس یه نگاه به ما ها میکرد دوباره ماها میخندیدم...
بله این جور دانش آموزانی هستیم ما ^__^
معدم درد میکرد رفتم دکتر حالا مکالمه منو دکتره:
دکتر:ترشم میکنی؟
من:بله!!
دکتر:کوفتم میکنی ؟
من:o_O؟؟؟؟؟
دکتر:کجات درد میکنه؟
اومدم توضیح بدم کجام درد میکنه برگشته داد میزنه فقط بگو آره یا نه...
دکتراهم اعصاب ندارن بخدا...
بنزین با آدم چه کارها که نمیکنه ^_^
سرشام غذا پریده بود کلوم دویدم سمت ظرف شویی حالا مامانم اومده:شاتاراخ پس گردنم تامیخواستم یه نمه نفس بگیرم دوباره شاتاراخ رو کمرم تا اومدم یه چیزی بگم شاتاراخ
من: مامان شاتاراخ
مامانم که دید دیگه صدای من درنمیاد پشت سرهم تخ تخ تخ تخ تخ
حالا برگشته میگه زنده ای خفه نشدی؟؟؟؟بابام میگه بچه غذا پریده گلوش نمرده زیر کتکای تو حتما میمیره !
مامانم : این صب منو خیلی اذیت کرده دلم خنک شد حداقل یکم زدمش...
اینجا بهزیستیه من دارم به خانواده جدیدم عادت میکنم ای لاویو فورجوک...
بامامانم از بیرون میومدیم جا کفشی نگاه کرد دید داداشم با صندل رفته بیرون
برگشته میگه:هزار بار بهش گفتم وقتی میری بیرون کفش بپوش که یه وقت بیرون دعوات شد با لگد بکوبونی و شکم طرف بخوابه دیگه بلند نشه.
قیافه من:!!!!!!!!!! o_O
مامان دعوایی دارم من...
بابابزرگم تعریف میکرد میگف:رفته بودیم این شکسته بندهای خونگی هستن اونجا پام درد میکرد نشون بدم میگفت یه نفر اومد پیش شکسته بنده .
شکسته بنده برگشته گفته بود:خوب پاتو تا 10 روز با یک کیلو خرماو نیم کیلو دنبه بستی؟
مرده:نه نبستم شما به من گفتین هر روز نیم کیلو دنبه با یه کیلو خرما بخور منم خوردم!!!!!!!!!!
شکسته بنده:تو الان چه جوری زنده ای ؟؟؟؟پاشو برو دکتر بستری شو
اقا فکرکن هروز نیم کیلو دنبه با یه کیلو خرما چی میشه طرف نمرده بوده جای شکرش باقی بود...
الان ما باکیا شدیم 80 ملیون نفر....والا
مورد داشتیم طرف عاشق بوی شیشه پاکن بوده موقع عید وقتی خونه اقوام میرفته به جا ی ادکلن از اون استفاده میکرده...
اصن یه وعضی بوداااااااااااااااا
گودزیلای عموم برگشته به مامانش میگه:
مامااااااااااااااااااااااااااااان جیش دارم!!!^__^
زن عموم میگه پاشو ببرمت
گودزیلا:ن جیشم رفته خوراکی بگیره. ^__^
بعد چن دقیقه گودزیلا عموم به مامانش میگه:
جیشم خوراکی خرید اومد
زن عموم @@
زن عموم : خب پاشو ببرمت
گودریلا:ن ن ن ن الان رفت خونه خالش *__*
منO_O
زن عموم :بره خونه عمت بی تربیت))))))
این جوری که پیش میره من میترسم فردا پس فردا آب با طعم قرمه سبزی از چین وارد کنیم ...
والا بخدا امروز یه شیشه آب خریدم گاز دار با اسانس هلو...
اصن یه وعضی بودااااا
خونه ما...
من:ماااااااااااااااااااااااااااااااامااااااااااااااااان شام چی داریم؟؟؟؟؟
مامانم :همه چیییییییییییییییی داریم!!!
این یعنی دهنتو ببند شام نداریم از غذا های چن وقت پیش هرکدوم یه ذره مونده ما غذا سلف سرویس داریم دلتون بسوزززززززززززززززه ^__^
معلمون سر کلاس داشت میگفت کشور ما خیلی امنیت داره و من نصف شب ساعت 4 بچم مریض شد خودم تنهابردمش دکتر ...
دوستمم برگشت گفت تنها تنها؟؟؟!!!
معلممون :آره دیگه منو بچم دوتایی
دوستم :پس اون بی غیرت کجا بود؟؟
معلم o_O
خودتون کلاسو فرض کنین دیگه منفجر شد...
به بعضیا باید گفت شما از انسان بودن فقط دوکلمه ی اولشو هستی...
والا بخودا...
اونروز وسط مهمونی داشتم صحبت میکردم گودزیلای عموم برگشته میگه شما عر نزنی هم خر بودنت ثابت شدس...
من:O-o
از اون روز تا تو خونه حرف میزنم :
مامانم :عر نزن خخخخخخخخخخخخ چه بچه باحالیه این گودزیلا
بابام: خر بودنشم ثابت شد هار هار هار هار هار چه بچه داداشی دار�
ودیگر اعضای خونواده ...
من کجا محو بشم ...
عاقا یه مدت ایرانسل به من اس ام اس نمیده
من نگرانشم یعنی نکنه یه چیزیش شده.... ^__^
با خالم رفته بودیم بیرون سوار تاکسی شده بودیم واسه گودزیلاش جانبود بشینه بغل خالم نشسته بود حالا تاکسی نگه داشته پیاده شیم خالم درو واکرده پسرش میگه: درو واکردی پیاده شیم ؟
خالمم برگشت گفت : پ ن پ درو وا کردن هوا بخوریم...