م

میثم

@meissam · ۲۰۶ امتیاز

★★★☆☆ ۳ از ۵ (۱۱ رأی)

m
meissam ۱۲ سال پیش
جوک

آقا امروز رفتم بانک یه نفرو دیدم که خیلی شبیه یکی از مشتریام بوداز کنارش رد شدم و سلام کردم ولی فهمیدم اشتباه گرفت�
تا اومدم متوجه بشم یارو از من گیج تره و متواری بشم کلی باهام احوال پرسی کرد و با هم دست و روبوسی کردی�
آخرشم گفت ببخشید من بجا نیاوردم میشه خودتونو معرفی کنید؟؟؟؟؟؟

m
meissam ۱۲ سال پیش
جوک

توجه ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،، توجه
بدین وسیله به اطلاع میرساند که 4 جوکیای عزیز میتوانند از آغاز سال 93 به زندگی ادامه بدهند...
تبصره : شرط ادامه حیات عدم ملاقات با ملک الموت می باشد
و من الله توفیق........

m
meissam ۱۲ سال پیش
جوک

یه چیزی در مورد قدیما که مدرسه میرفتم همیشه برام سوال بوده...
واسه چی دستشویی معلما باید از دانش آموزا جدا باشه؟
الان دارم به این نتیجه میرسم که جنس حاصل کار اونا با جنس حاصل کار ما فرق داره...
احتمالا حاصل کار اونا بازیافت میشه وبه چیز های ارزشمندی تبدیل میشه...

m
meissam ۱۲ سال پیش
جوک

مارو باش با کی اومدیم سیزده به در
دیرو خانمم برگشته میگه میثم میدونی فانتزیه من چیه؟
گفتم نه بگو بدونم...
میگه دوست دارم یه روز بهت بگم :ببین میثم من چند سال با دارایی و نداریت ساختم حالا مزد من این بود؟
خونه نوساز بود دلم نیومد کله امو بزنم تو دیوار از اون بالا خودمو با مخ پرتاب کردم پایین الانم از تو بهشت کامنت میذارم...

m
meissam ۱۲ سال پیش
جوک

به نظر شما اینایی که پاشونامیندازن روی اون یکی پاشون ورومبل سلطنتی لم میدن ودرحال کشیدن سیگار برگ زیر پستامون مینویسن جالب نیست!!! می خوان چیا ثابت کنن؟
علف: میخوان بگن ماخیلی فعالیم و همه رو میخونی�
بع: تازگیا اینجوری شده
جیم: مدرسان شریف
دال: خب جالب نیست چرا جو سازی میکنی بی نمک ؟؟؟؟

m
meissam ۱۲ سال پیش
جوک

پدرمن بایه پای معلول کار میکرد تا مخارج من وخواهروبرادراموتامین کنه
اون هیچ وقت لقمه حروم سرسفره نیاورد هیچ وقت واسمون کم نگذاشت
الانم من اگه موفقم مدیون اونم و کف پاشو میبوس�
پدر ومادر توی زندگی بهترین اتفاقی هستن که تکرار نمیشن پس قدرشونوبدونیم....

m
meissam ۱۲ سال پیش
جوک

یادمه یه بار نقاش اومده بود تابلوهای نمایشگاهو رنگ بزنه (بله،مغازه کاشی فروشی دارم،خیلیم دوسش دارم)اما یه قوطی رنگ درست کرده بود گذاشته بود رو میز من، همون موقعم یکی از مشتریام که کلی رومخش کار کرده بودم از راه رسید
از شانس بد اومدم بلند شم برم استقبالش دستم محکم خورد به قوطی رنگ
بیچاره از صورتش تا روی کفشاش پر رنگ شد منم تاچند دقیقه همینطور شوکه شده بودم ،چون تااون وقت هیچ کدوم از مشتریامو به این سبک رنگ نکرده بودم...

m
meissam ۱۲ سال پیش
جوک

ااااااااااااااه
نمیشه
دیوونم کرده
هرچی تلاش میکنم فایده نداره
10 کیلو اضافه وزن آورد�
چند روزه دارم تلاش میکن�
هرچی پفک چاکلز میخورم کلم نه آتیش میگیره ، نه ازاین پنیرا روش طاهرمیشه نه چیز دیگه...
دارم به این نتیجه میرسم که کلا همه سرکاری�
فکرکنم اینا جلوه های ویژه باشه...

m
meissam ۱۲ سال پیش
جوک

گوشی تلفن دستم بود و باخانمم صحبت میکردم...
یه آدرسیا میخواست ازبابام پرسیدم ،بابام اومد بگه جنب بانک پاسارگاد گفت "جنگ"بانک پاسارگاد
خانمم داشت واسه یکی تکرار میکرد گفت جنب "بانگ" پاسارگاد
اینطورم که میگفت اون بنده خدا پاسارگادا نوشته بود "پارساگاد"

m
meissam ۱۲ سال پیش
جوک

بار الاها
پروردگارا!!!
این شکم بابای منا 20 سانت از جلو و10 سانت از هر طرف بزرگ تر کن...
خب حالا مشکل زیر پوشام حل شد،مسواکما چیکارش کنم؟؟؟
آخه پدر من اونا که دندونای خودت بود مسواک نزدی تا خراب شد ،خداییش دندون مصنوعی مسواک میخواد واسه چی؟؟؟

m
meissam ۱۲ سال پیش
جوک

یه بار دیگه ام رفتم سر جلسه امتحان اومدن برگه هارو پخش کردن بین بچه ها...
عاغا من همینطور یه نیم ساعتی نشستم با خودکارم بازی کردم و هی بیرونا نگاه میکردم که مراقب صداش در اومد اگه بلد نیستی پاشو برگه ات رو بده و برو‍‍‍!!!
منم با یه قیافه حق به جانب بهش گفتم عزیز من هنوز به من برگه ندادی چیو بیارم بدم؟؟؟

m
meissam ۱۲ سال پیش
جوک

آقا(یه کلاس خصوصی تضمینی رفتم یادگرفتم عاغا چطور نوشته میشه اگه خواستید به شمام معرفیش کنم) ترم قبل من با عجله رفتم دانشگاه امتحان بدم وقتی رفتم تو سالنی که تو کارتم خورده بود دیدم که باید تنها بشینم.
خلاصه سرتونو درد نیارم یکم نشستم دیدم خبری نیست مثل طلابکارا رفتم به مسوول امتحان گفتم من تو اون سالن تنهام چرا برگه امتحانی واسم نمیارید؟
کلی تو برگه هاش گشت و از همکاراش سوال کرد به نتیجه ای نرسید اما وقتی کارتمو گرفت نگاه کرد جلوی همه بهم گفت که ساعت امتحانت 3 بعد از ظهره الان 8 صبحه!!!!

m
meissam ۱۲ سال پیش
جوک

فاصله خونه ما تا دانشگاه 20 دقیقه راهه
من بیچاره دیروز امتحان داشتم ازخوابم دیر بلند شدم با کلی عجله سوار ماشین شدم(ایشالا شما بهترشو میخرید) رفتم سمت دانشگاه
همین که ماشینا (ایشالا شما بهترشو میخرید) پارک کردم پیاده شدم دیدم که اشتباهی دمپایی پوشید�
کلی اینور اونورا نگا کردم کسی رسدم نکرده باشه ، باسرعت تمام از محل متواری شدم....

m
meissam ۱۲ سال پیش
جوک

یادش بخیر
بچه که بودم تو خیابون داشتم بابچه های همسایه قایم موشک بازی میکردم رفتم لابلای درختچه های کنار خیابون قایم شد�
بعدش صدای پا اومد که از کنارم رد شد از وسط بوته ها پریدم بیرون
که یهویی دیدم زن همسایمون از ترسش چسبیده به دیوار وداره میلرزه
خلاصه شب مادرم گفت آخه این چه کاری بود توکردی منم درجوابش گفتم "مدرسان شریف"