m
meissam ۱۲ سال پیش
جوک

یادش بخیر
بچه که بودم تو خیابون داشتم بابچه های همسایه قایم موشک بازی میکردم رفتم لابلای درختچه های کنار خیابون قایم شد�
بعدش صدای پا اومد که از کنارم رد شد از وسط بوته ها پریدم بیرون
که یهویی دیدم زن همسایمون از ترسش چسبیده به دیوار وداره میلرزه
خلاصه شب مادرم گفت آخه این چه کاری بود توکردی منم درجوابش گفتم "مدرسان شریف"

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.