ی

یلدا

@yaldaaa · ۶۲ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۴ رأی)

پ
پشه ی پرورشگاهی ۱۲ سال پیش
جوک

بعضی وقتا یه نعمتایی تو زندگی آدم هستن که به چشم نمیان
اما وقتی از دستشون دادی به اهمیتشون پی می بری
مثلا وقتی توی خوابگاه باشی از بس همیشه شلوغه
دلت یه خورده تنهایی میخواد
یه حریم خصوصی
که واسه خودت لم بدی و
با خیالت راحت یه باد معده ول کنی ^_^

پ
پشه ی پرورشگاهی ۱۲ سال پیش
جوک

چند سال پیش شوهر عمه م فوت کرد
واسه همینم ما هر هفته 5شنبه ها می رفتیم قبرستون
هر بار یه چند سلعت اونجا بودی�
در جهت تفریحات سالم کرمان های درونم اغتشاش کردن و افکار خبیثی به سراغم اومدن
می رفتم یه قبری که یه نفر بالا سرش نشسته رو پیدا می کردم با یه قیافه ی اندوه ناک و چشمان ترجیحا خیس می رفتم بالا سر قبره یه دستی روش می کشیدم و لحطاتی چند خلوت می کردم و می رفت�
دیگه قیافه اون افراد رو خودتون تصور کنین !

پ
پشه ی پرورشگاهی ۱۲ سال پیش
جوک

چند سال پیش شوهر عمه م فوت کرد
واسه همینم ما هر هفته 5شنبه ها می رفتیم قبرستون
هر بار یه چند سلعت اونجا بودی�
در جهت تفریحات سالم کرمان های درونم اغتشاش کردن و افکار خبیثی به سراغم اومدن
می رفتم یه قبری که یه نفر بالا سرش نشسته رو پیدا می کردم با یه قیافه ی اندوه ناک و چشمان ترجیحا خیس می رفتم بالا سر قبره یه دستی روش می کشیدم و لحطاتی چند خلوت می کردم و می رفت�
دیگه قیافه اون افراد رو خودتون تصور کنین !

پ
پشه ی پرورشگاهی ۱۲ سال پیش
جوک

امروز تربیت بدنی داشتی�
استاده به 5 گروه 4 نفره تقسیممون کرد و گفت دراز و نشست بزنین
واسه گروه هایی هم که حتی یکی از اعصاشون خسته میشد و دست برمیداشت تنبیه درنظر گرفت
گفت به گروه آخرم مثبت میده
عاقا نشون به اون نشون که یه ربع تمام مث گاو دراز و نشست زدیم و هیشکیم کوتاه نمیومد
آخرش استاده از رو رفت و به همه مثبت داد
یه همچین موجوداتی هستیم !

پ
پشه ی پرورشگاهی ۱۲ سال پیش
پیام

مشکل ما با غذاهای دانشجویی نه برنج و روغنشه ، نه طرز تهیه ش ، نه طعمش
مشکل از "عشق مادری" ه که توش صرف نشده وگرنه همون غذا رو مامانت واست بکشه با چه لذتی که نمی خوری
به افتخار کانون خانواده و مامانایی که منتظرن امتحانا تموم شه تا برگردیم پیششون

پ
پشه ی پرورشگاهی ۱۲ سال پیش
جوک

دوست عزیزمون کلی احساسات لطیف و ظریف خرج کرده پست گذاشته " وقتی در آغوش می کــِــشمت زیبا ترین و قشنگ ترین حس دنیا نصیبم می شود "
حالا اون وقت می خونم : "وقتی در آغوش میکــُـشمت زیباترین و قشنگ ترین حس دنیا نصیبم می شود "
ینی خون آشامم این ُ می دید این شکلی نمی خوند ! از صبح تا حالا می ترسم زیر آفتاب برم !