چند روز پیش با مامان و بابام سوار ماشین بودیم و مامانم پشت فرمون بود
بابام هی بهش ایراد می گرفت مامانمم اعصابش خرد شد و زد بقل و گفت خودت بیا بشین
بابام نشست و خلاصه چشمتون روز بد نبینه چهار راه بعدی یه تصادف خفن کردیم که در ماشین دیگه باز نمی شد
نکته ی مهم این بود که اونی که باهاش تصادف کدیم یه پسر بیست ساله بود
و نکته ی مهم تر از اون اینکه بابام مقصر بود !
الان کل افق و عمود و هلال رو زیر پا گذاشتیم و بابامم نیست که نیست !
بعد بگین خانوما رانندگی بلد نیستن ! بنده شاهد زنده ی وقایا بودم !