ف

فاطمه

@00013 · ۵۳ امتیاز

★★★★★ ۵ از ۵ (۱۲ رأی)

آ
آدامس موزی ۱۱ سال پیش
جوک

یه روز کسی خونمون نبود از اتاقم اومدم بیرون دیدیم بابام از سر کار اومده بعد تند تند داره چیزی رو قایم ( قائم) میکنه
-بابــــــــــــــــــا اون چیه؟
- هان؟ چـــــــی؟
- همونی که قایم (قائم) کردی دیــــــــگه
- اهان این....این زیر شلواریه. تازه خریدمش
- خو چرا قایم (قائم) میکنیش؟
- برا اینکه مامانت بفهمه غر میزنه دیگه کره خر.
- (O_O)
آخــــــــــــه پدر من زیرشــــــــلواری ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شانس آوردیم بوگاتی نخریده بابام!!!!!!!!!!!!!!

آ
آدامس موزی ۱۱ سال پیش
جوک

تا حالا شده از ندیدن یک سریال حسرت بخورید ؟؟؟؟؟؟؟؟
.
.
.
نگران نباشید چون پانصــــــــــــد و نود و هشت بار دیگر از شبکه های بسیار متنوع پخش میشه. و در اخر به فیلم سینمایی(دقت شه سینمایــــــــی) تبدیل میشه.
راستی مسافران رو چند بار نشون داده بود ؟؟؟؟؟

آ
آدامس موزی ۱۲ سال پیش
پیام

یلدا یعنی با هم بودن /بهانه ایی برای خوردن هندوانه تو شب آخر پاییز / یلدا یعنی لذت بردت از جدا کردن یاقوت های منظم از پوستش/ حافظ را یاد کردن / شاید فرصتی برای آشتی/ شاید زنگ هشداری برای دانستن نعمت عمر / یلدا یعنی چسبیدن به شومینه / باریدن مروارید از اسمان / یعنی تداعی یک خاطره با تو بودن در بلند ترین شب سال
تجسم کردی ؟؟
**یلدایت پیشاپیش مبارک **

آ
آدامس موزی ۱۲ سال پیش
جوک

دیروز بازی دربی رو خانوادگی می دیدیم . دقیقه 70 بود که یهو دیدم از پشتم صدای خروپف میاد . اینورو نیگاه کردم دیدم مامانم خوابیده !!! اونورو نیگاه کردم دیدم بابام خوابیده!!! . پشتمو که نیگاه کردم دیدم داداشم با کله رفته توی پوس تخمه ها و بصورت مشمئز کننده ای پوس تخمه ها میپاشه اینور اونور .
بازی نیست که لامذهب یه بسته دیازپامه. :(((((

آ
آدامس موزی ۱۲ سال پیش
جوک

دقت کردین یانگوم تو فیلم جواهری در قصر چقدر بد قدم و نحسه هر جا میره یه اتفاقی باید بیوفته.
به دنیا اومد چار سال بعد مامان و باباشو به کشتن داد.
رفت تو اشپزخانه دربار بانو هن و یونگ مردن.
پزشک شد ملکه و ملکه مادر مریض شدن.
بعد جالب اینجاست که از پس تمام مشکل هاشم بر میاد اصلا وقتی نشون میده بزن شبکه دیگه چون مطمئنی از پس تمام مشکل هاش بر میاد جای نگرانی نیست (^_^)
ولااااااااااااااااااااااااااا !!!!

آ
آدامس موزی ۱۲ سال پیش
جوک

دقت کردین: تو فیلم ستاره حیات اون یارو رو مار گزیده بود بعد دوستش زنگ زده اورژانس چقدرم خونسرد سلام اسم من مارشاله و.....
بعد دوست بدبختشو مار گزیده داره خودش داره مار بازی میکنه اخه ......
.
.
اورژانس هم داشته مریضو میبرده یه خروجی هم از رو بی حواسی رضا رد داد......
کــــــــلا اورژانسو بردن زیر سوال با اون فیلمشون ....... (--_--)
لایک: بابا ریز بیــــــــــــــن

آ
آدامس موزی ۱۲ سال پیش
جوک

چند روز پیش تو خیابون داشتیم راه می رفتیم یهو عموم رو دیدیم عاغا این عموی ما کلی خواهش التماس که فردا شب بیاین خونه ما شام هی جان مامان بیاین خونمون......
ماهم دیگه تو انپــــــــاس شدید قبول کردیم ....
هیچی فردایی اماده شدیم راه افتادیم طرف خونه عمو رسیدیم دم در خونشون عاغا هـــــــــــــــــــــی زنگ زدیم کسی درو باز نکرد .
زنگ زدیم موبایلش جواب داد ( متن حرفای بابام با داداشش که همون عموم باشه)
- سلام داداش در وا کن بیایم بالا
- سلام چـــــــــــــــــــــی ؟
- عاغا درو وا کن
- شما کجاین ؟
- سر کوچه تون دم خونتون خونه نیستی؟
- داداش عروسیـــــــــــــــــم (^_^)
- (--_--)
تو عمر پر بارمون تا حالا اینقدر شیک و مجلسی خیـــــــــت نشده بودیم.

آ
آدامس موزی ۱۲ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم وقتی بچه بودم هر وقت فیلم جنایی میدیدم فک میکردم کسایی تو فیلم میمیرن واقعا مردن قبلشم به کارگردان گفتن که مثلا ما از زندگی سیر شدیم کارگردانم میگشت بین اینا و با استعداد ترین کسی که از زندگی سیر شده رو انتخاب میکردو تو فیلمش میکشتش ........الهی برگردم ولی خودمونیما عجب ذهن بی رحمی داشتم(^__^)

آ
آدامس موزی ۱۲ سال پیش
جوک

دیروز رفتم واسه خودم کفش بخرم . رفتم تو مغازه از یه کفش خوشم اومد دادمش دست صاب مغازه گفتم: ( متن حرفای من با صاب مغازه)
- عاغا چهل لدفا.
- چهل چی؟ کفــــــش؟
- پــــ نــــ پـــــ چهل مغازه تو میخر�
- جـــــــــدی میخرین؟
- عاغا خوبی شما؟
- لدف دارین
- (o_O)
با پشیمونی اومدم بیرون فک نمیکردم ملت اینقد بی حواسن خدایا توبه

آ
آدامس موزی ۱۲ سال پیش
جوک

یادمه عید امسال همه خونه مادربزرگ بودیم به جز بابام .نزدیکای شام بود که من جلو جمع از جام پاشدم که مثلا به بابام پیام بدم ببینم کجاست در همان حین که داشتم پیام میدادم یهو همون عموم با صدای بلند گفت عمو جون داری به بابات تلتکست ( همون تلتکس خودمون ) میدی همون جا بود که اتاق جویده شد .
اخه عموی من عزیز من ما بلوتوث شنیده بودیم والا تلتکست دیـــــــــــگه نشنیده بودیم .
لازم میدونم بگم این عید سوژه ما هم فراهم کرد ابروشم رفت دیگه
.
.
.
همچین عموی خنده داری من دارم ^_^

آ
آدامس موزی ۱۲ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم وقتی بچه بودم یه روز از دست داداشم بزرگ ترم خیلی عصبانی بودم تصمیم گرفتم یه ماموریت بزرگ انجام بدم .
اغا رفتم فلفل رو برداشتم رفتم تو اتاقش
( متن حرفای من با داداشم ) :
- سلام داداشی خوبی ؟
- ممنونم ابجی گل�
- داداشی ببخشید باهات دعوا کردم حالا چشاتو ببند دهن تو باز کن یه چیز شیرین میدم بخوری خــــــــو ؟
- چی هست ؟
- تو ببند باش ؟
داداش از همه جا بی خبر من چشاشو بست دهنشم بازکرد منم از فرصت استفاده کردم و به قطر 1/5 سانت رو زبونش فلفل ریختم .
هیچی دیگه با اتش نشانی خاموشش کردیم . (^_^)

آ
آدامس موزی ۱۳ سال پیش
جوک

عید بود ما هم طبق معمول رفته بودیم خونه مامان بزرگ. آغا چند ساعت گذشت و یهو عموم با خانواده اومدن تو بیچاره عموهه از بس هول بود اومد تو وقتی داشت دست میداد هی میگفت توروخدا پانشید اصلا بخوابید که اون موقع بود که اتاق مورد گاز گرفتگی قرار گرفت . خدایی تا حالا اونقد نخندیده بودم .
.
.
همچین عمو خجالت زده ای من دارم!!!!!!

آ
آدامس موزی ۱۳ سال پیش
پیام

(( قسمتی از دفتر خاطرات یک سوسک))
..
نمیدونم چرا هر وقت از کنار بشقاب مردم رد میشم دست از غذا خوردن میکشن.
.
.
ینی من ایــــــــــــــــــــــــــنقدر بد شکلم :-(
لایک = من دیگه از سوسک نمی ترسم .
لایک = آخـــــه من دلم براش سوخت !!!