عید بود ما هم طبق معمول رفته بودیم خونه مامان بزرگ. آغا چند ساعت گذشت و یهو عموم با خانواده اومدن تو بیچاره عموهه از بس هول بود اومد تو وقتی داشت دست میداد هی میگفت توروخدا پانشید اصلا بخوابید که اون موقع بود که اتاق مورد گاز گرفتگی قرار گرفت . خدایی تا حالا اونقد نخندیده بودم .
.
.
همچین عمو خجالت زده ای من دارم!!!!!!