من هنوزم معتقدم محمدرضا گلزار ومهناز افشار باید باهم ازدواج می کردند...
@Maryam123 · ۲۸۰ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۵۹ رأی)
من هنوزم معتقدم محمدرضا گلزار ومهناز افشار باید باهم ازدواج می کردند...
الهي !
تو را سوگند بر مظلو ميت بيست و يکم رمضان و دلهاي مملوّ از آه و فغان
بينوايان داغدار را در حسرت سعادت ناشي از فضيلت خويش مسوزان
و دلهاي افتاده را از درگاه با عظمت خويش نا اميد مفرما . .
اگر یکی از کره جنوبی بیاد با اینترنت ایران کار کنه، فکر می کنه یا سر کارش
گذاشتیم یا داریم باهاش شوخی می کنیم.
دیشب ساعت 1 نصفه شب رئیس دانشگاه ویه بیست نفرهیئت همراش ازجمله روانشناس دانشگاه اومدن خوابگامون برای بازدید. اون موقع شب دیگه نمیشدم اسمشم بذاریم شب نشینی فقط دزدا اونموقع فعالن. تازه اومده بودن میگفتن اتاقاتونو مرتب کنید ممکنه از اتاقام دیدن کنند حالا دختره جاشو وسط اتاق پهن کرده. نکته چالبش اینجاس یه دختره رفته بود بهشون تعارف می کرد بفرمایید اتاق چایی میل کنید یکی هم گفته بود بفرمایید اتاق هندونه. یه حاج اقام باهاشون بوده گفته نه هندونش خوب نیس نمیخوریم. اخه این هندونه هارو خود دانشگاه داده بود. خدایا هم یه اونا یه عقلی بده هم به اینا.
من موندم اگه با خروج امریکا از برجام هیچ اتفاق خاصی نیفتاده، پس چرا برای ورودش به برجام این همه جون کندیم وسه سال یه ملت روعلاف کردیم؟
دختره به تنهایی مرزهای ترشیدگی رو چندین کیلومتر جابه جا کرده. حالا
نشسته داره از معایب ازدواج با خاستکار پزشک سخنرانی مفصلی می کنه.
دقیفا قضیه همون گربه وگوشته. خخخخ
بابا بسه دیگه شورشو دراوردین یه بار زلزله، یه بار کشتی، این بارم هواپیما
مسئولین بیچاره خسته شدن اینقد پیام تسلیت فرستادن..
تمومش کنید دیگه :|
کاش مسئولین همین قدری که تو پیام تسلیت فرستادن و حضور به موقع بعد
حادثه سر صحنه وگرفتن فیلم از زوایای مختلف فعال بودند تو زمینه ی مدیریت قبل
حادثه وپیشگیری هم همین قدر فعال بودند.
یاسوج تسلیت... ایران تسلیت...
پرتقال خونی خوردن من به این شکله که حدود یه کیلوشو یه جا می خورم به
امید اینکه بعدیش تمام رنگی باشه...
تو سایت زده مدت زمان لازم برای پخت فسنجون 7تا 8 ساعت.
بعد من تو عرض نیم ساعت فسنجون درست می کنم...
تبریک به خودم بابت اینکه تا الان باجزیره ایرانسل 148 ریال تو مکالماتم صرفه جویی کردم...یعنی علت گرونی های اخیر معلوم شد...
به در جه ای از حواس پرتی رسیدم که توی تقویم داشتم دنبال مناسبت تعطیلی
22 بهمن می گشتم... یعنی در این حد اوضام داغونه ها...
فکر کنید یه دختره خل دقیقا وسط امتحانا اونم به یه دانشجوی دکترا دراورده گفته بگو
درخت!!!
اونم فقط نگاش کرده وسکوت...
بعدشم اومده با یه قیافه ناراحت میگه بهش گفتم بگو درخت نگفت...
کار از سرک کشیدن تو گوشی بغل دستی گذشته.. داشتم با لپ تاپ کار
علمی انجام میدادم دختره اینقد تو کارم سرک کشید که الان هر جا اشکال دارم
ازش میپرسم
یعنی در این حد دقتش بالا بوده..
اعتراف می کنم اسکار مسخره ترین تعارف سال رو باید بدن به جمله خواهش
می کنم بفرما بخور اخه بوداره...
بوداره که بوداره بدرک. همه خوراکیا بودارن...ولمون کن با این تعارفاشون
تو خوابگاه زلزله اومد. تمام بچه های خوابگاه از همسایه بغلیشون تا بغال سر
کوچشون بهشون زنگ زدن ببینن طوری نشدن. تنها کسی که به گوشیش یه اس
ام اس هم نیومد من بودم. یعنی مرده وزندم فرقی نمیکنه کلا.
اخر سرم خودم الکی گوشیمو برداشتم با عصابنیت گفتم اه بسه دیگه
چرا اینقد زنگ میزنید میگم طوریم نشده. و با عصبانیت گوشیو پرت کردم یه گوشه.
همین نزدیکی هاست... پاییزی با عطر محرم....
این روشی که میگن برای لاغرشدن بشقابتونو کوچکتر انتخاب کنید روش
سختی نیستا من امتحانش کردم. فقط تنها سختی که داره اینه که باید یه
ده باری پرش کنی تا سیر شی.
اعتراف می کنم امشب حالم خیلی خوبه اخه همیشه از اینکه تو پیدا کردن
ادرس خیلی خنگم ناراحت بودم. اما الان توبرنامه دورهمی دیدم که مهران
مدیری و نصراله رادش تو این زمینه خیلی از من بدترن. منم کلی امید به
زندگی پیدا کردم.
این دانشگاه ما خیلی باحاله
تغذاهاش اینقد چربه که مرحله اشباع رو رد کرده ؛ بعد تو سلف یه بنربزرگ
زده که چربی زیاد باعث انواع بیماری های قلبی و مغزی وسکته و... میشه
خیلی حال میده نشستی داری روغن پلو با خورش روغن میخوری بعد این بنرم
عین اینه دق جلوته..