خ

خودم

@Maryam123 · ۲۸۰ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۵۹ رأی)

ق
قندپهلو ۵ سال پیش
جوک

یه بارم اومدم یه جایی یه سرمایه گذاری خیلی مختصر انجام دادم، بعد از ترس اینکه پولمو بالا بکشن ابطال زد�
یعنی تا پوله برگرده به حسابم اینقد سایتشونو چک کردم که خودشون بهم پیاپم دادن
نترس پول هر کی رو بخوریم پول تو یکی رو نمیخوریم

ق
قندپهلو ۵ سال پیش
جوک

یکی دیگه از خاطراتی که برای گرفتن گواهی نامه یادم اومد اینه که یه بار تو خیابون اصلی داشتیم میرفتیم سرهنگه گفت همین جا نگه دار.منم بحای اینکه بیام کنار، دقیقا همونجا وسط خیابون ماشینو نگه داشتم
یعنی سرهنگه شوکه شد. باتعجب گفت این چکاریه جرا وسط خیابون نگه داشتی

ق
قندپهلو ۵ سال پیش
جوک

امروز رفته بودیم امتحان گواهی نامه بدیم تو حیاط اموزشگاه وایساده بودیم که
ماشین پلیس اومد واز ماپرسید یه ماشین شیشه دودی خاکستری ندیدین که از
اینجا رد شه که یه خانمه رفت جلو وبا گفتن یه سری جملات قانعشون کرد که
مطمئنه همچین ماشینی ازاینجا رد نشده، بعد که ماشین پلیسه برگشت
درمیاره میگیه اتفاقادیدمش ماشینه رو از اینجا رفت
من چشام دراومد
هرچی فکر میکنم نمیدونم هدفش ازاینکار چی بود!!!
حالا خوبه خودش ارشد حقوق خونده و سر بازرسه مثلا ...

ق
قندپهلو ۶ سال پیش
جوک

تو دبیرستان یه دوستی داشتم تعریف می کرد که یه بار می خواسته برای یه نفر که تابحال نیومده بوده شهرما،به اصطلاح شهرمونو معرفی کنه. اینم چند باری تو حرفاش تاکید کرده که شهر ما یه شهر تروریستی هستش، بعد دوستم میگفت من میدیدم این همش با تعجب نگاه می کنه وهیچی نمیگه..
بعدا متوجه میشه که علتش چی بوده...
تروریستی ):
توریستی (:
شهرمون /:

ق
قندپهلو ۶ سال پیش
جوک

من سر گرفتن گواهی نامم تاحالا بخاطر چیزایی رد شدم که حتی شما تصورشم نمیکنید !!
یه بار زده بودم دنده جهار بجای دنده عقب و تلاش میکردم ماشین رو به عقب ببرم و میگفتم این چرا نمیره عقب که بعد چندی تلاش سرهنگه پرتم کرد بیرون گفت زدی دنده چهار انتظارم داری بره عقب!!
یه بار سر اینکه یه خیابون دوتا کوجه کنار هم داشت یکی اریب یکی مستقیم. بهم گفت برو سمت راست من اشتباهی تو اون یکی دیگه پیچیدم بعد گفت منظورم اون یکی کوچه بود نه این. منم بجای اینکه دیگه همونو ادامه بدم و برم برگشته بودم و اون یکی کوچه رو نکاه می کردم و باخودم فکر میکردم چرا تا حالا ندیده بودمش و اینکه چه کوچه درازیه و در حین همین افکار سعی میکردم ماشینم برش گردونم تو اون کوچه که خاموش کرد. سرهنگه هنگ کرده بود که دارم چکار می کنم دقیقا!
یه بارم هر کاری می کردم با پام گازو پیدا نمیکردم کلمو کردم پایین ودنبال گاز میگشتم سرهنگه میگفت چکار می کنی خیلی صادقانه میگفتم چرا هر چی میگردم گازو پیدا نمیکنم!!!
و این ماجرا همچنان ادامه داره...

ق
قندپهلو ۶ سال پیش
جوک

یه همکلاسی داشتم تعریف میکرد که یه بار رفته بوده پیش مسئول خوابگاهها تا
چند وقتی رو که اتاق مهمان بوده تخفیف بدن براش... مسئول
خوابگاههام برا اینکه بفهمه علت درخواستش چیه ازش میپرسه مشکل داری؟
این دختره ای کیو هم به اون منظور میگیره میگه: نه چه مشکلی.
مسئول خوابگاهام میگه پس برا چی میخوای تخفیف بگیری؟ تازه دوزاریش میفته که منظورش چیه میگه: اره اره مشکل دارم...

ق
قندپهلو ۶ سال پیش
جوک

خواهرزادم کلاس اول که دیگه الفبارو یاد گرفته بود یه روز خواهرم صبح بیدارش
میکنه که بره مدرسه اینم که سختش میومده بیدار شه، خیلی منطقی
به خواهرم میکه منکه دیگه سواد خوندن ونوشتن رو یاد گرفتم چرا باید بازم برم مدرسه؟؟
حلال زاده به خالش میره...

ق
قندپهلو ۷ سال پیش
جوک

یه برادرزاده شیطون بلا دارم. چند وقته عاشق هری پاتر شده همش میشینه نگاش میکنه. بعد خیلی دوسداره که عصای جادویی که توفیلمه هست رو داشته باشه. یه بار ازش پرسیدم که چرا دوست داری این عصارو داشته باشی؟ انتظار داشتم که بگه تا باهاش مثلا پادشاه کل جهان بشم یا یه چیزایی اینطوری. ولی جوابش چی بود؟ میگه میخوام باهاش کاری کنم تا ابجیم همه نمره هاشو صفر شه، تا فلم قبول نشه. ما بچه بودیم ارزو داشتیم اینام ارزو دارن.خخخخ