ﮔﻔﺖ ﺑﯽ ﻣﻦ ﭼﯽ ﻣﯿﮑﺸﯽ ؟
ﮔﻔﺘﻢ ﯾﻪ ﻧﻔﺲ ﺭﺍﺍﺍﺍﺍﺣﺖ !
میخام سر به تنت نباشه ، ﻭﺍﻟــــــــــﺎﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍ ﻓﮏ ﮐﺮﺩﻩ ﻧﺒﺎﺷﻪ ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ:))
@طلا طلا · ۷ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
ﮔﻔﺖ ﺑﯽ ﻣﻦ ﭼﯽ ﻣﯿﮑﺸﯽ ؟
ﮔﻔﺘﻢ ﯾﻪ ﻧﻔﺲ ﺭﺍﺍﺍﺍﺍﺣﺖ !
میخام سر به تنت نباشه ، ﻭﺍﻟــــــــــﺎﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍ ﻓﮏ ﮐﺮﺩﻩ ﻧﺒﺎﺷﻪ ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ:))
موضوع انشاء : تابستان خود را چگونه سپری کردید؟
به نام خدا ؛ در فور جوک ^_^
از صبح تا حالا مثل خر سگ دو زد�
.
.
.
.
.
جواب داداشم به من وقتي عصرا بهش ميگم بيا بريم بيرون يه دوري بزنيم
بعضی وختا به این فک می کنم که تو کویر لوت بیشتر از یخچال ما غذا پیدا میشه :|
نازنینم یه روز میام می برمت
می برمت یه جای دور
که دست هیشکی بهت نرسه
قربانت عزراییل :D
زیبا ترین راز زندگیم را در چشمانت دیدم !
آن هنگام که چشمانت به من گفت :
چی گفت ؟ در گوش من گفت ، چی گفت ؟
خودش به من گفت ، چی گفت ؟
آهاااااان بیا ! دستا شله ! :lol:
داداشم رفته سربازي حالا مامانم هرروز بهش زنگ ميزنه حالشوميپرسه
مامانم:چرا اينجوري حرف ميزني؟چي داري ميخوري؟
من:خو معلومه اش خور داره اش ميخوره ديگه:))))))))
كچل:ناگت مرغ ميخورد�
من:(O_O)
مامانم:نوش جونت پسرم اونجا خيلي بهتون سخت ميگيرن؟؟؟؟؟فدات بشم الهي
كچل:سخت ؟؟؟؟؟؟چي ميگي مامان؟بخاطر پام هم معاف از رزم شدم هم معاف از پوتين:) (تو پاش 3تا پيش سطحيه)
مامانم:چه خوب.حالا كفشايي كه بردي راحت هست؟اصلا اونجا چيكار ميكني؟
كچل:كفش؟من دمپايي پلاستيكي ميپوشم اينجا.از7صب تا 12 ميرم كلاس بدش ميام ناهار ميخورم(ماه رمضونم هستا)ميخوابم تا بدازظهر بدشم دوتا باغچه رو اب ميدم الانم داشتم واسه بچه ها سبزي ميشست�
من:(((
اغا ما اينو فرستاده بوديم ادم شه بدتر دارن لوسش ميكنن والا
تازه با موبايل فرماندشونم مياد 4جوك:))
سلام دوستان
روز اول ماه رمضون بعد تحمل كلي گرسنگي نشستيم سر سفره كه روزمونو باز كنيم تا الله اكبرو گفتن زن داداش گرامم با يه جديت و اعتماد به نفس كامل شروع كرده به خوندن دعاي افطار
دعاشم به اين شرح:يا مقلب القلوب والابصار....
هيچي ديگه من كه از خوردن منصرف شدنO-o
سفره هفت سين :((
دعاي افطار:O
استاد شجريان:))
خداييش عروس ما داريم ؟؟؟؟