ط
طلا طلا ۱۳ سال پیش
جوک

داداشم رفته سربازي حالا مامانم هرروز بهش زنگ ميزنه حالشوميپرسه
مامانم:چرا اينجوري حرف ميزني؟چي داري ميخوري؟
من:خو معلومه اش خور داره اش ميخوره ديگه:))))))))
كچل:ناگت مرغ ميخورد�
من:(O_O)
مامانم:نوش جونت پسرم اونجا خيلي بهتون سخت ميگيرن؟؟؟؟؟فدات بشم الهي
كچل:سخت ؟؟؟؟؟؟چي ميگي مامان؟بخاطر پام هم معاف از رزم شدم هم معاف از پوتين:) (تو پاش 3تا پيش سطحيه)
مامانم:چه خوب.حالا كفشايي كه بردي راحت هست؟اصلا اونجا چيكار ميكني؟
كچل:كفش؟من دمپايي پلاستيكي ميپوشم اينجا.از7صب تا 12 ميرم كلاس بدش ميام ناهار ميخورم(ماه رمضونم هستا)ميخوابم تا بدازظهر بدشم دوتا باغچه رو اب ميدم الانم داشتم واسه بچه ها سبزي ميشست�
من:(((
اغا ما اينو فرستاده بوديم ادم شه بدتر دارن لوسش ميكنن والا
تازه با موبايل فرماندشونم مياد 4جوك:))

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.