ف

فرناز

@nana jojo · ۵۰ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۴ رأی)

n
nanalolo ۱۲ سال پیش
جوک

اغا دیشب نمیدونم چی رفته بود تو چشم اذیتم میکرد
رفتم به مامانم گفتم فوت کن تو چشم حالا مامانم داشت چایی شیرینی میخورد نه گذاشت نه برداشت سریع فوت کرد تو چش�
.
.
.
.
.
.
اینجا مسابقات بین المللی گلبال نابینایان امیدوارم بتونم افتخاری کسب کنم واسه مردم کشورم
#_@

n
nanalolo ۱۲ سال پیش
جوک

یادمه یک روز خانوادگی داشتیم توی خونه پدربزرگم فیلم میدیدیم که وسط فیلم لیوان از دست بازیگره افتاد شکست و آب روی زمین ریخت.
حالا واکنش پدر بزرگم:
یا ابولفضل.....
یا حضرت عباس......
تلویزیون سوخت......
تلویزیون ۲ میلیونی آب ریخت روش سوخت.....
بدبخت شدم......
خاک بر سرم شد.

n
nanalolo ۱۲ سال پیش
جوک

هعععععی بازم عملی دیگر از مادر پدیده ا�
امروز صبح از خواب پاشدم که برم دست و صورتمو بشورم یهو پام گیر کرد به اون یکی پامو بوووو�
حالا منم سرصبح پامو دستم درد گرفته بود رومو کردم اونور که مثلا بگم مامان بیا کمک دیدم مامانم غش کرده از خنده
.
.
.هیچی دیگه من پاشدم رفتم کمک مامانم بلندش کردم
هعی منه سرراهیو یکی با خودش ببره

n
nanalolo ۱۲ سال پیش
جوک

اغا من یه مامان نابغه دارم ..... چند وقت پیش تو یه جمعی نشسته بودیم که یکی داشت شکایت میکرد که اره من خیلی خوبی کردم در حقش ولی اون قدر ندونست
مامانه منم که استاد ادبیات ایران : اشکال نداره از قدیم میگن تو نیکی کن و در دریا انداز ماهیا پست میدن
بنده خداها به روش نیاوردن ولی فقط من زدم زیر خنده
..
..
..
چیزیم نشد فقط یکم لگنم درد میکنه کبودیامم خوب شده دیگه :|

n
nanalolo ۱۲ سال پیش
جوک

من مامانم مامان نیست که مامان برقیه
دیشب اومد به منو 3 تا داداشم اخطار داد اگه لامپ حیاطو روشن بذارین یه بلایی سرتون میارم که تا ابد یادتون نره ...... حالا داداش نابغم روشن گذاشته بود
.
..
..
..
ساعت5 صبح ناااااااااااااااااااااااااااااااااااااهیدپااااااااااااااااشو
نمیدونم چیشد طی یه حرکت انتحاری ما 4 تارو پرت کرد تو حیاط درو قفل کرد ما بدبختا تو حیاط داشتیم قندیل میبستی�
این مامان فرزند دوست ماداریم؟
تازه در باز شده من برم کنار بخاری بعدا میام

n
nanalolo ۱۳ سال پیش
جوک

من چندروز دیگه عروسیمه حالا دیروز موقع ناهار
مامانم:اخیش بیا ناهار اخرتم بخور که دیگه باید گورتو گم کنیو بری
من:مامان من؟ برم گورمو گم کنم؟ وا؟ من برم دیگه کی واست کارای خونرو میکنه؟
مامانم:نه میای کارامو انجام میدی موقع ناهارو شام گورتو گم میکنی
یعنی من نمیدونم این همه عشقو علاقه کجای مامانم جا شده

n
nanalolo ۱۳ سال پیش
جوک

یکی از فانتزیام اینه که یه روز شلوار راه راهمو بکنم تو جورابم از این دپایی قهوه ای جلو بسته ها پام کنم یه چادر رنگیه گل گلی سرم کنم یه زنبیلم بر دارم برم برج میلاد
بعد اونشب علیرضا حقیقی اونجا باشه یه دفعه منو ببینه بیاد دنبالم بگه واااااااااااای تو همون دختر رویایی منی من بگم چرا؟
بگی اخه شبا تو خواب تورو میبینم من عاشق این استایلتم بامن ازدواج میکنی؟ منم..........................
.
.
.
.
.
.
.
بچه ازلوله گاز نرو بالا بابات امروز بازی داره

n
nanalolo ۱۳ سال پیش
جوک

دیروز با مامانم از جلوی میوه فروشی رد میشدیم یهو مامانم گفت واااای پسرم الو زرد دوس داره وایسا بخرم براش
منم اومدم خودمو لوس کنم گفتم اگه راس میگی من چی دوس دارم
برگشته تو چشام نگاه میکنه میگه تو و هم نوعات "موز"
هرکی میخاد بره پرورشگاه منم با خودش ببره

n
nanalolo ۱۳ سال پیش
جوک

من بچه (همون کلاس دوم) بودم از اونجایی که نخود مغز بودم به معلممون گفتم بابا مامانم پسرعمو دختر عموئن (فک میکردم همه مامان باباها دختر عمو پسر عموئن) واسه همین منو داداشم محلولیم (فک میکردم معلول یعنی با کلاس) محلممونم با یه تیمه مدیریتی نخود مغزتر از من افتاده بودن به جون من که کجام معلوله بعد که مامان بابام اومدن مدرسه مامانم میخنده میگه اخه کجا من با این سیب زمینی پشندی(بابام) فامیلیم؟
عشق موج میزد بین مامان بابام