من چندروز دیگه عروسیمه حالا دیروز موقع ناهار
مامانم:اخیش بیا ناهار اخرتم بخور که دیگه باید گورتو گم کنیو بری
من:مامان من؟ برم گورمو گم کنم؟ وا؟ من برم دیگه کی واست کارای خونرو میکنه؟
مامانم:نه میای کارامو انجام میدی موقع ناهارو شام گورتو گم میکنی
یعنی من نمیدونم این همه عشقو علاقه کجای مامانم جا شده