م

مهربون

@khordad · ۵۶۴ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۳۰۳ رأی)

ص
صادق . خندان ۱۱ سال پیش
جوک

از بچگی این سوال ذهن من رو مشغول کرده تو رو خدا اگه کسی می دونه جواب منو بده و من رو از سر در گمی نجات بده
چرا توی کارتون سیندرلا وقتی ساعت 12 همه لباسها و وسایل سیندرلا به حالت اولش بر می گرده به جز اون یه لنگه کفشش که جا گذاشته؟!!!!!!!یعنی چرا عایا

ص
صادق . خندان ۱۱ سال پیش
جوک

یه فیلم ایرانی بود که من مدتها بود دوست داشتم ببینم. تا اینکه دیدم تو یکی از شبکه های ماهواره داره نشون می ده (البته من خودم ماهواره ندارم و از خونه همسایه تماشا می کنم ....به قول بعضیا)
آقا نشستم نگاه کردن فیلم. اینقدر وسط فیلم آگهی نشون داد که فیلم یک ساعت و نیمی 6 ساعت طول کشید تموم بشه از کار و زندگی افتادم. تازه آخرش هم نفهمیدم چی شد بابام از راه رسید و زد اخبار . خیلی این شبکه های ماهواره رو اعصابن.

ص
صادق . خندان ۱۱ سال پیش
جوک

هر کسی توی دوران بچگی برای یه بارم شده یکی ازاین کار هارو امتحان کرده:
-آیا شما هم تو بچگی مداد رو از دو طرف تراشیدین؟
-نوک مداد قرمز را کردین توی دهنتون تا پر رنگ تر بنویسه؟
-تا حالا پاکن جویدین؟
-با مداد چشم مامانتون نوشتین؟
-با لاک غلط گیر ناخن هاتون رو رنگ زدین؟
-روی کیک یزدی چوب کبریت گذاشتین و فوت کردین که یعنی الکی مثلا کیک تولده؟
-وقتی توی حموم موهاتون روشامپو زدین و موهاتون کفیه واسه خودتون با موهای کفی شاخ درست کردین؟
-باطری قلمی های کهنه را با چکش شکستین ببینین توش چیه؟
-از توی کلاس درس گچ کش رفتین بیارین خونه و رو در دیوار خونه را با گچ بنویسین؟
-بادکنک رو گذاشین سر شیر آب و پر از آبش کردین؟

ص
صادق . خندان ۱۱ سال پیش
جوک

شما یادتون نمی یاد ... ما بچه بودیم یه وسیله ای بود به اسم" مداد گیر " پلاستیکی بود و در رنگهای مختلف. مداد هامون که کو چیک می شد و نمی شد توی دست گرفت رو می ذاشتیم توش و باز هم باهاش می نوشتیم .
.
.
چه بچه های قانعی بودیم یادش بخیر.

ص
صادق . خندان ۱۱ سال پیش
جوک

بابام همیشه نصیحتم می کرد که مرد باید وقتی تو کوچه خیابون راه می ره" سر به زیر" باشه!
من هم یه بار اومدم به حرف بابام گوش کنم سر به زیر باشم ..... ولی از بس کف کوچه خیابون تف و خلط گلو ریخته بود حااااااالم به هم خورد.
دیگه. از اون روز به بعد سر به زیری یادم رفت تو چشای مردم نیگا می کنم. چیکار کنم دیگه تقصیر من نیست!!!!!!!!!!!!

ص
صادق . خندان ۱۱ سال پیش
جوک

شاید باورتون نشه
من بااین سن و سال و ریش و سیبیل هنوزم بابام نمی ذاره تنهایی برم خرید عید باهام می یاد تو بازار برام لباس انتخاب می کنه اونم رنگ چرک تاب !! بعدهم دو سه سایز بزرگتر برام می خره تا اگه بزرگتر شدم اندازم باشه !!
تازه کاش فقط همین بود شبا موقع خواب مامانم. بهم می گه: جیییش, مسوااااک ,خوااااب!!!

ص
صادق . خندان ۱۱ سال پیش
جوک

کاملا واقعی
دیگه باید واقعا از این دهه هشتادیا ترسید .یکی از. اونا پسر عمومه اومده می گه : چطوری می شه کاری کنم انگشتم زگیل بزنه مامان بزرگ گفته اگه به گربه آب بپاشی زگیل میزنی !راست می گه؟
من با چشمهای گرد: زگیل می خوای بزنی برای چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!
اون: اگه نوک انگشت راستم زگیل بزنه با گوشی لمسی بهتر می تونم کار کنم .
خدایا ما را از شر این شیاطین محفوظ بدار. آمیییییییین

ص
صادق . خندان ۱۱ سال پیش
جوک

آقا شمایی که حتی بلد نیستی یک کلمه ی ساده ی فارسی را صحیح بنویسی نمی خواد جوک بسازی و از این و اون انتقاد کنی اول تو برو الفبای فارسی را یاد بگیر بعد بیا از مردم ایراد بگیر اول ایراد خودت رو درست کن
علکی. مصلن من خیلی با سوات و فحمیدم

ص
صادق . خندان ۱۱ سال پیش
جوک

فانتزی من اینه که زن بگیرم اسمش نازنین باشه بعد صبحا که دارم می رم سر کار در رو قفل کنم و
بگم :
نازنین ناز نکن درووووو. رو کسی باز نکن.
بعد که برگشتم از سر کار زنگ بزنم بگه کیه منم بگم:
یه دنیا یه دنیا عاشقم من بدون که به عشقت "صادقم" من
صادقم من. صاااااااااادقم من

ص
ص. خندان ۱۱ سال پیش
جوک

یک زوج انگلیسی در اوایل 60 سالگی، در یک رستوران کوچیک رمانتیک سی و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن.
ناگهان یک پری کوچولوِ قشنگ سر میزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجی اینچنین مثال زدنی هستین و درتمام این مدت به هم وفادارموندین ،
هر کدومتون می تونین یک آرزو بکنین.
خانم گفت: اووووووووووووووووه ! من می خوام به همراه همسر عزیزم، دور دنیا سفر کن�
حالا نوبت آقا بود، چند لحظه با خودش فکر کرد و گفت:
باید یه جوری از شر زن پیرم خلاص بشم باید یه دختر خوشگل گیرم بیاد و بعد با کمال پر رویی گفت : خب، این خیلی رمانتیکه ولی چنین موقعیتی فقط یک بار در زندگی آدم اتفاق می افته ، بنابر این، خیلی متاسفم عزیزم ولی آرزوی من اینه که همسری 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم.
خانم و پری واقعا نا امید شده بودن ولی آرزو، آرزوه دیگه
پری چوب جادوییش و چرخوند و.........
.
.
.
.
.
.
وسپس گفت :
.
.
.
.
الکی . مثلن من پریم
خخخخخخخخخخ

ص
ص. خندان ۱۱ سال پیش
جوک

دختره پست گذاشته
اشید پاچایی ک اشید میپاچین رو صولت دخملا
تولو خدا این کالو نتنید من میتلسم صولتم خلاب شه
باجه? دیته از ای کالا نتنین
بوچ بوچ
من سرم 20 تا بخیه خورد
رییس پلیس داره زمینو گاز میگیره
سر دسته داعش تو تیمارستان بستری شده
اسید پاشا هم اسید خوردن بدبختا مردن :|

ص
ص. خندان ۱۱ سال پیش
جوک

پسر یکی از اقواممون اسمش هیربد و اسم خانومش مهسا . اسم پسرشون را گذاشتند هیرسا ترکیب اسم دوتا شون . حالا بازم پسر دار شدن اسمش را گذاشتن مهبد . باز هم ترکیب اسم دوتاشون.خدا به دادشون برسه اگه بازم بچه دار بشن دیگه چه اسمی بزارن!!!!
بدسا؟
مههیر؟!!!
هیرمه؟!!!
.....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ص
ص. خندان ۱۱ سال پیش
جوک

تو سایت های خبری دیدم که توبازی کبدی بانوان که مقنعه بازیکن ایرانی در اومد داور کره ای کتش را در آورد انداخت رو سر بازیکنه تا. مقنعه ش را سرش کنه.
از داورا بعیده !!!!!!!!!! به گمونم یه نسبت دوری با ریزعلی دهقان فداکار خودمون داره.
به افتخار این حرکت قشنگ داور بزن لایک قشنگه رو