لعنتی.....!!!
روزهایی که به تو نیازدارم...
مصادف شده با
روزهایی که ازمن دوری....
@Moeink2 · ۲۵۸ امتیاز
★★★☆☆ ۳ از ۵ (۵۳ رأی)
لعنتی.....!!!
روزهایی که به تو نیازدارم...
مصادف شده با
روزهایی که ازمن دوری....
خدایا مرا عاشق کن و عاشق نگهدار
که میدان�
عاشق ماندن هزاران هزار سخت تر از عاشق شدن است
شعر ناتمام سهراب
قطره های سرخ جوهر
فصل سبز بی بهار و
دل داغ دار یه مادر
سوز سرمای شکنجه
تو گرمای تابستون
هنوزم سبز دلاشون
یا که پاییزی و زردن
تو کدوم سلول تاریک
پی آزادی میگردن
عمری گذشت اما هنوز
تابستونم زمستونه
برگای سبز این درخت
رها شدن تو دست باد
برگا که میریزن به خاک
مرگ ندا یادم میاد
مورد داشتیم پشه اومده تو اتاق. طرف رفته یه دماسنج آورده نشسته جلوش نشونش داده
و باهاش منطقی بحث کرده که هنوز هوا سرده . اونم قبول کرده و رفته!
عاشق ان دختری هستم که من اشتها ندارم اما او غذا نمیخورد, ان دختری را ستایش میکنم که من مریضم اما او بی خوابی میکشد, و شرمنده ان دختری هستم که نام خواهر را یدک میکشد اما نمیشود برادرانه برایش جبران کرد
کار تجسم عشق است
اگر نمی توانی با عشق کار کنی، اگر جز با ملالت و بیزاری کاری از تو بر نمی آید؛
بهتر است کار خود را ترک کنی و بر در مسجد بنشینی و صدقات کسانی را که با عشق کار می کنند بپذیری .
جبران خلیل جبران
از ماجرای عشقت...
روسفید بیرون آمدند
موهایم
سوختن؛
همیشه از سوز دل نیست..
از باختن مال نیست..
از داغ عزیز نیست..
سوختن، گاهی حاصل اعتماد به رنگ آبی شیر توالت است..!!
آدم واقعا بغضش میگیره بخون
اولین روز بارانی را به خاطر داری؟
غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدی�
وبه شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدی�
دومین روز بارانی چطور؟
پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شد�
سعی می کردی من خیس نشو�
و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود
و سومین روز چطور؟
گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری
چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی
و شانه راست من کاملا خیس شد.
وچند روز پیش را چطور؟
به خاطر داری؟
که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودی�
برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود
دو قدم از هم دورتر راه برویم…
فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو…
این بار که عاشق شــد�
دوســـتت دارم رو اصــلأ به زبــان نــمی آور�
قربان صدقه رفتن که هیــچـ !
نگرانی هایم را هم بـــروز نــمیـد�
وقتی حالش خوب نبود با او صحبت نمیکن�
و آرامش نمیکنم …
با او زیاد بیرون نمیروم و زیر باران قدم نمیزن�
تا اگر جدا شدیم خیابانهای بی رحم شهر عذابم ندهند …
به چشمانش خیره نمیشم تا دلم پیش چشمانش گیر نکند
وقتی خودش را برایم لوس کند … بحث را عوض میکن�
تا بعدا به یاد صدای دوست داشتنی اش دیوانه نشو�
وقتی خواست قسم بخورد که تنهایم نمیگذارد …
انگشتم را به نشانه ی سکوت روی لبهایش میگذارم و میگویم :
“حرمت خدا را نشکن”
به دنیا آمد تا دختر کسی شود.. ازدواج کرد تا همدم کسی شود..
بچه دار شد تا مادر کسی شود..
برای همه کسی شد...
اما خودش بی کس ماند..
ﻣﻦ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻧﺘﻮﻧﻢ ﻓﺮﻕ ﻭﺍﯾﺮﻟﺲ ﻭ ﺩﯾﺎﻝ ﺁﭖ ﺭﻭ ﺑﺮﺍ ﭘﺪﺭﻡ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺑﺪﻡ؛
ﻣﺠﺒﻮﺭﻡ ﻧﺼﻒ ﭘﻮﻝ ﺗﻠﻔﻦ ﺭﻭ ﺧﻮﺩﻡ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﮐﻨﻢ.... |:
ﺗﺎﺯﻩ ﭘﻮﻝِ ﺑﺮﻕ ﻫﻢ ﻧﺼﻔﺶ ﺍﺯ ﻟﭗ ﺗﺎﭘﻪ ﻣﻨﻪ |:
تا چند وقت دیگه پشت کامیونا می نویسن :رفیف بی کلیپس، مادر!
سرسفره بودیم که صدای یه کامیون اومدیهومامانم زد زیرگریه گفت :شماهاهیچوقت منوحمایت نکردیدمن میخواستم پایه یک بگیرم..
آخه مادرمن شما۱۱سال طول کشیدتاپایه۲گرفتی من توی ماشین آموزشگاه بزرگ شدم والااااااااا
پول خوشبختی میاره؛
من حاضرم این ریسک رو بپذیر�
و به عنوان یک نمونه آزمایشگاهی به جهانیان ثابت کنم:))))
گاهی بی صدا نگاهت میکنم...
مرا ببخش برای این نگاه های پنهانی،
شاید اگر بغضم فرو نشیند
صدایت کنم...
روی کارت برایش نوشتم “به امید فردای بهتر”...
دو هفته بعد شنیدم ازدواج کرده؛ تازه فهمیدم آن روز “الف” فردا را یادم رفته بود...
من
برای دوست داشتن ات
مدت هاست آماده ا�
اما
امان از تو
امان از زن ها
همیشه دیر حاضر می شوید...
روی هرکی دست گذاشتی�
روی ما پا گذاشت
بالاخره پایان نامه "دوست داشتنت" تمام شد...
اما هنوز اول راه�
چون قرار است برای دفاع جلوی" زندگی" بایستم!
اشتباه از من بود!!!!!!
پر رنگ نوشته بودمت...
به سختى پاک مى شوى...