کیــــــــــا تو بچگی سر یاد گرفتن آدامس باد کردن یه عده رو روانی کرده بودن ؟؟؟؟؟
من که تا یه سال ممنوع الآدامس شده بودم.از بس که مخ خانواده رو کار گرفته بودم........
@shafigh22 · ۱۹۱ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۳۲ رأی)
کیــــــــــا تو بچگی سر یاد گرفتن آدامس باد کردن یه عده رو روانی کرده بودن ؟؟؟؟؟
من که تا یه سال ممنوع الآدامس شده بودم.از بس که مخ خانواده رو کار گرفته بودم........
دقت کردین بضی شبا شَدید خابتون میاد.رفتید تو رختخواب حالا تلویزیون داره فیلم نشون میده وسطاش به جاهای جالب میرسه .هی پتو رو میدی کناراون بخششو میبینی، تموم که شد دوباره میری همون زیر .باز یه تیکه قشنگ داره باز میای بیرون.کلا" تا
آخر فیلم این روند ادامه داره.تازه اگه عینکیم باشی هر دفه مجبوری عینکتم ازبالا سرت ورداری بزنی
کلا خابت میپره دیگـــــــــــــــه!!!!!!!!!!!!
یه بار یکی از دوستای مامانم زنگ زده بود بهش و یک ساعت تمام داشت راجبه زندگیشو و شوهرش و بچه هاش توضیح میداد.بعد اخرای حرفاش میگه اگه بچه دار نمیشدم راحت بودم ومجبور نبودم با مدرک فوق لیسانس بشینم خونه بچه داری کنم.حالا مامان ما هم میره مثلا دلداریش بده میگه:
اشکال نداره عزیزم" مادری شغل انـــــــبــــــیاست!!"
معلمان عزیز :!
انبیا !!!!!!
من ومامانم :) ;0
سوالات رایج اکثر خونه ها:
این تلویزیون بی صاحاب واسه کی روشنه؟!
چی از جون این یخچال بدبخت می خوای؟!
کی دمپایی دستشویی رو خیس کرده؟
این موقع شب با کی حرف می زنی؟
چشمات در نیومد پای این کامپیوتر کوفتی؟
دیروز جاتون خالی با فک وفامیل رفته بودیم بیرون ،برگشت ترافیک بود شَدید،داشتم ماشینای دو ر و برو نیگا میکردم که ناگهان مسیله ای ذهنمو مشغول کرد.اینکه چرا پژو 206 اسمش شد این(206)چرا نشد پژو 506،پژو721 چرا واقن؟؟؟؟؟؟اگه کسی میدونس منو در جریان بذاره.عجیب درگیرشم...........................
این خاطره که نقل میکنم مربوطه به4 سالگی اینجانب:
خاله ما اون موقع دبیرستانی بود.یه جمعه شبی داشت مانتوشو اتو میکرد برا فردا.از این میز اتوهای نشستنی!!مادربزرگم هم یه 30سانت اونورتر خوابیده بود.منم اونورا می پلکیدم ..خلاصه خاله ما میره شلوارشو رو آویز بندازه.منم از فرصت استفاده میکنم یه کله میرم اتو رو ور میداررم میذارم رو دست مامان بزرگم.....آه ه ه ه چه صحنه ای بود.بعدها انگیزه منو راجبه این قضیه پرسیدن ومن گفتم:میخاسم چروک دست مامانی رو صاف کنم!!!!!!!!
روانی بودم آآآیا؟؟؟
نگین اینجوری دستش خوب شد زود............
یه چن وقته جلو خونمون یه نونوایی بربری افتتاح! شده که یه خانومی ادارش میکنه.ما هم بیشتر خواهر کوچیکمو میفرستیم برا خرید.8سالشه بچه.دیروز با کله اومده خونه میگه مامان مامان فهمیدم اسم خانوم نونوا چیه از رو دیوار نونوایی خوندم.پرسیدم خب چیه؟؟؟با یه ذوقی در حد بوندسلیگا گفت:پروانه کَسَب!!!!!
من ومامانم :) :)
امور اصناف کشور :! :!
.............................