r
refigh ۱۲ سال پیش
جوک

یه بار یکی از دوستای مامانم زنگ زده بود بهش و یک ساعت تمام داشت راجبه زندگیشو و شوهرش و بچه هاش توضیح میداد.بعد اخرای حرفاش میگه اگه بچه دار نمیشدم راحت بودم ومجبور نبودم با مدرک فوق لیسانس بشینم خونه بچه داری کنم.حالا مامان ما هم میره مثلا دلداریش بده میگه:
اشکال نداره عزیزم" مادری شغل انـــــــبــــــیاست!!"
معلمان عزیز :!
انبیا !!!!!!
من ومامانم :) ;0

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.