تا چند روز پیش با تبلیغ برنج هایلی تو خونمون حرکات موزون و زیرپوستی می کردند از چند شب پیش با تبلیغ تن ماهی تحفه رقص بندری می کنند.خدا به داد تبلیغ بعدی برسه.
@مهران زندیان · ۴۸ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۲ رأی)
تا چند روز پیش با تبلیغ برنج هایلی تو خونمون حرکات موزون و زیرپوستی می کردند از چند شب پیش با تبلیغ تن ماهی تحفه رقص بندری می کنند.خدا به داد تبلیغ بعدی برسه.
منو رفیقم چند شب پیش با موتور رفته بودیم بیرون .یکدفه دو تا دخترو دیدیمکه کوله پشتی هاشون یکی بود به دوستم گفتم اینا دو قلو اند ؟ رفیق ما هم زد به کلش رفت به دخترا گفت شما دو قلوییند؟
حالا جواب اونا:بودیم ترک کردی�
به نظر من به کلیپس این دخترا گیر ندید چیزی بهمون میگن که باید معنیشو از تودیکشنری پیدا کرد از ما گفتن.
دیشب اینترنتم قطع شد رفتم یه ذره با خانواده نشستم،باهاشون آشنا شدم به نظر آدماى خوبى میان!
اووووف ..! مــــاي گـــاد!من خيلي هَـــپي ام!چطوري ماي فرندِ من! کلي ميست کرده بودم!خدارو تنکس،همه چي اوکيه!!واااي دَدي و مامي رو ببين!وااااوووو تهران چقدر چينج شده!قبلانا اين ميدون اونور نبود؟آآآآخ آي لااااااو کبابِ ايروووني با توميتو!ساري شما به توميتو چي ميگين ؟
!:|پسر عمه م در بازگشت از سفر سه روزه به تايلند ..!
کثافت الاغ دیگه میخواستم شوتش کنم تو افق
کی اشکانو پاک می کنه وقتی که غصه داری؟
*مدرسان شریف*
دست رو موهات کی میکشه وقتی منو نداری؟
*مدرسان شریف*
شونه ی کی مرحم هق هقت میشه دوباره؟
*مدرسان شریف*
اومدم خونه ،مادربزرگم تا منو دید گفت :
بالاخره یاد گرفتم sms بدم ! گفتم: چی میگی ؟
عمــــــراً اگه یاد گرفته باشی!
اینو گفتم و رفتم تو اتاقم …
چند ثانیه بعد یه مسـیج با این مـضمون از طرف مادربزرگم اومد
: گـــه نـخــــــور …!
سلام اگه 1 وقتایی مغلطه کردم لوقوز خوندم قمپز در کردم قپی اومدم به ایین ماه عزیز بدجور تو آمپاسم و محتاج لایک های شما پس بکوب لایکو بگو خب.....
خالم اومده بود خونه ی مادربزرگم تنها بعدش عصر دختراش (یک گودزیلا و یکی از نسل خودمون ده هفتادی)بعد اون گودزیلاهه(سپیده) اذیت می کرد خالم بهش گفت نبودی از دستت نفس راحت می کشیدما.بعد از چند دقیقه فکر کردن گودزیلا برگشته می گه اصلا میدونی چیه اگه می خوای نفس راحت بکشی برو از بابا طلاق بگیر بیا خونه مامانت زندگی کن.
صبح ساعت 5/30 از خواب پاشدم برای کنکور و این هم قسمتی از امید دادن مامانم به من:
استرس نداشته باشیا اونا که خوندند واسه کنکور اینقدر استرس ندارند تو که اصلا نخوندی.^_^
آیا این امید دادن به یک کنکوریست اون هم ساعت 5/30 صبح؟=بله=لایک
بعد از کنکور یکه از دوستام جو گیر شده رفته به یکی از دانشجو های همون دانشگاه دست داده (صنعتی اصفهان)می گه من همکار آیندتون هستم.بنده خدا طرف قیافش این شکلی شد 0 0
^
هیچ اتفاقی نیفتاده!ستون حوادث خالیست...
.
.
هنوز زنده ام بی تو باورت میشود؟
انگیزه ی بعضی از خانوم ها از آرایش غلیظ:
داف شود دیده شود بلکه پسندیده شود
دختر خالم براش خاستگار اومده بود مادر پسره گفته بود این اولین خاستگاری که پسرمون اومده.خالم هم اومده بود کلاس بزاره گفته بود دختر من هم اولین خاستگاریه که براش میاد.
نه خداییش اینم کلاس گذاشتنه.تازه خالم برای ما با یه ذوق شوقی تعریف می کرد که این حرفو زده.