همسر رفیقم حقوق خونده. موفعی که عاقد سر سفره عقد می پرسه: وکیلم؟ فکر می کنید چی جواب می ده؟
.
.
.
.
.
.
.
.
واقعا؟ منم وکیلم!
@shvb2007 · ۱۳۲ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۱۱ رأی)
همسر رفیقم حقوق خونده. موفعی که عاقد سر سفره عقد می پرسه: وکیلم؟ فکر می کنید چی جواب می ده؟
.
.
.
.
.
.
.
.
واقعا؟ منم وکیلم!
زندگی مثل خیار می مونه. ته ش تلخه. بعضیا همون اول کار ته ش رو می کنن می ندازن دور. ولی فقط اونایی مزه واقعی خیار رو می فهمن که تا تهش رو می خورن!
بعد از چند سال رفیق دوران دبیرستانم رو تو خیابون دیدم بعد از احوالپرسی گفتم: چیکار می کنی؟
گفت: تاجر شدم.
گفتم: باریکلا حتما پولت از پارو بالا میره. حالا چه جوریاس کارت؟
گفت: تو یه اداره از صبح تا شب کاغذ نصف می کنم.
گفتم: چی؟ کاغذ نصف می کنی؟
گفت: آره دیگه تو یه اتاق نشستم کاغذ تا می کنم بعد جر می دم! بچه ها بهم میگن تاجر!
از فردا باید توی لغت نامه دهخدا یه معنی جدید برای تاجر اضافه کنن: تاجر کسی است که اول تا می کند و سپس جر می دهد!
با اجازه بزرگترها با رفیقم تو حیاط بودیم. رفیقم داشت حوض حیاط رو که چندتایی ماهی قرمز داخلش بود با شیلنگ پر می کرد. منم یه هو از دهنم پرید: داری چیکار می کنی؟ چرا ماهی ها رو خیس می کنی؟! یه هو دیدم رفیقم داره با تعجب بهم نگاه می کنه. گفتم: دوست داری ماهی ها تو رو خیس کنن؟
رفیقم که هنوز به هوش نیومده ماهی ها هم هنوز دارن حوض رو گاز می زنن!
بعضیا یه جوری خودشون رو تو دلت جا می کنن که وقتی بعد از یه مدت جدایی بهش میرسی دلت میخواد بهش بگی:
وقتی هستی آدم نمیفهمه که هستی ولی وقتی نیستی آدم می فهمه که نیستی!
یادش بخیر...
شما هم وقتی بوی مهر میاد یاد خاطراتتون توی مدرسه می افتید؟
گریه های روز اول مدرسه... تازه ابتدای یک دوران شیرین رو نوید می داد!
هر روز با کلی سختی از خواب خوش بیدار می شدیم و به مدرسه می رفتی�
مبصر اسم بچه های بد رو روی تخته سیاه می نوشت بعضی وقت ها تعداد ضربدرهای جلو اسم ها از تخته می زد بیرون... هرچند بدی های اون روزهامون نهایتا این بود که با دانه های ماش که داخل لوله خالی خودکار می گذاشتیم سر به سر همکلاسی مون بگذاری�
یاد دویدن تو حیاط موقع زنگ تفریح بخیر و انتظار برای تموم شدن زنگ آخر و برگشتن به خونه ... چه دل کوچکی و چه انتظار کودکانه ای
راستی یادتون میاد:
"اولیا شلخته ن
دومیا پا تخته ن
سومیا ..."
زنگ فارسی موقع خوندن از روی متن درس، معلم به شکل غافلگیرانه ای اسمت رو صدا می زد تا ادامه درس رو بخونی، چه استرسی میومد سراغت اگه حواست به درس نبود :)
کوکب خان�
تصمیم کبری
روباه و زاغ
دهقان فداکار
چوپان دروغگو
پترس فداکار
دو درخت
و صدها داستان ساده و بامزه دیگه که هنوز فراموششون نکردیم.
اول کلاس با تصویر ناشیانه ای که از معلم روی تخته کشیده بودیم... و لبخند معلم...
روز معلم با هدیه هایی که معمولا یه جور بودن!
زنگ ورزش تنها زنگی بود که همه عاشقش بودن به جز شاگرد اول ها!
و زنگ هنر!!! که هیچ وقت نتونستم یاد بگیرم با اون قلم نی خوش خط بنویسم!
دهه فجر و گروه های سرود (که فقط ردیف جلو شعر رو حفظ می کردن و پشت سری ها از روی کاغذی که پشت لباس جلویی ها چسبیده بود شعر رو می خوندن!)
کاغذ دیواری های رنگارنگ روی دیوار با کلی مطلب که سرمون رو گرم می کرد
یاد همه شون بخیر...
یعنی بچه های امروز هم 25 سال دیگه همین حس امروز ما رو خواهند داشت؟
بعضیا ذاتا دستشون توی کار خیره، حتی وقتی میان فورجوک هم خودشون رو نمیتونن کنترل کنن و از بالا تا پایین صفحه همه لطیفه ها رو لایک می کنن...
لایک=منم اهل کار خیرم!
دیوار، طاقچه، پارکینگ، حمام، دستشویی، آشپزخانه اوپن، ...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
آقا اشتباه نکنید این آگهی فروش خونه م نیست اسم اپلیکیشن هاییه که تازگی ها منتشر شده... گفتم در جریان باشید:)
تو گوگل وقتی سایت تک دیک رو سرچ می کنم از صفحه دوم به بعد همه ش ته دیگ میاره! خو این چه اسمیه روی سایتتون می گذارید آخه! آدم می خواد چیز یاد بگیره بیشتر گشنه ش میشه!
از وقتی توی اخبار میگن "ب ز" این بز همسایه مون به جای مع مع، مدام آه می کشه. فکر کنم آقای "ب ز" رو با هم نوع های خودش اشتباه گرفته... والا بزم بزهای قدیم :)
در راستای سیاست های افزایش جمعیت و به منظور کاهش سن ازدواج، دخترها در سن 15 سالگی دیپلم و در سن 18 سالگی لیسانس خواهند گرفت!!! تازه اون هم با افزایش کیفیت دروس و کاهش حجم حفظیات!
فکر کنم آقایون هم برای افزایش تحمل بار سنگین زندگی و حفظ تعادل میزان سطح دانش جامعه و برقراری عدالت، در سن 20 سالگی دیپلم و در سن 30 سالگی لیسانس خواهند گرفت. بعدشم باید برن خدمت نظام وظیفه به مدت پنج سال تا آدم بشن! اینجوری حقوق همه یکسان رعایت میشه :) قبول نداری لایک کن!
یکی از رفقام می خواست نخ دندون بگیره با هم رفتیم داروخانه و به داروخانه دار گفت: آقا یه نخ دندون مشکی بدین.
داروخانه داره که چشاش از حدقه بیرون زده بود گفت: نخ دندون مشکی؟!
رفیقم جواب داد: آره آخه دندونام سیاه شده می خوام نخش هم رنگ خودش باشه!!!
خدایا این رفقای منو هم شفا بده :)
بیچاره پیشی های دوست داشتنی... دو ماه دیگه کنکور دارن آخه! سلام پیشی جون... میو :)
دوست داری با دوست من که دوست داره با دوست تو دوست بشه دوست بشی؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
شرمنده آخه دوست من که دوست داره با دوست تو دوست بشه دوست نداره با دوست من که دوست داره باهاش دوست بشه دوست بشه
والا دوستی که زور زوری نمیشه. باید دوطرفه باشه!!!
بچه ها شمام وقتی سوار پله برقی میشین سفت می چسبید به دسته های پله برقی یا فقط من اینجوریم؟!
لایک: فقط خودت اینجوری هستی فوبیای پله برقی!
اصلا کل اخبار به کنار... عاشق این جمله ام که میگه "در دستور کار خود قرار دادند" یعنی لامصب هرجا کم بیاری میشه اینو گفت
از امروز هرکی بهم بگه بی عقل دیگه ناراحت نمیش�
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
آخه دندون عقلم پوسیده بود رفتم کشیدمش... الآن بی عقلم...
دقت کردین از بین همه بچه های مدرسه موشها فقط این خوشخواب بود که تونست وارد تجارت بشه و پتو تولید کنه... اونوقت هی میگن باید سحرخیز بود...
مقایسه دو مسابقه تلویزیونی...
مسابقه ثانیه ها شبکه دو:
خمسه: وقتی یه قانون تصویب میشه بهش چی می گن: اجرای قانون یا وضع قانون.
شرکت کننده: اجرای قانون!
خمسه: اگه دو رو در دو ضرب کنیم چند میشه؟
شرکت کننده: میشه دوباره سوال رو بخونید؟!
خمسه: از یک تا ده بشمرید
شرکت کننده: 1 2 3 ... میشه یه راهنمایی بکنید؟
حالا مسابقه هوش برتر شبکه نسیم:
مدرس: ارتفاع سومین کوه بلند ایران
شرکت کننده: 4811 متر و دو میلی میتر.
مدرس: ادوارد شواردنازه چه کسی بود؟
شرکت کننده: رئیس جمهور گرجستان که به دلیل وقوع انقلاب گل رز در سال 2003 برکنار شد.
مدرس: درصد افرادی که در ایالات متحده آمریکا به زبان انگلیسی آمریکایی صحبت می کنند.
شرکت کننده: 82.041234 درصد
مدیونید اگه فکر کنید صدا و سیما دیده مردم برای ثانیه ها جوک درست کردن تو هوش برتر اول سوال ها رو می ده شرکت کننده ها بخوننا. نه اینا کلا باهوشن!
تو یه مسابقه عکس شعرا رو نشون میدادن شرکت کننده ها که بچه بودن باید اسم شاعر رو میگفتن. مجسمه فردوسی رو که نشون داد پسره گفت فکر کنم فردوسیه. مجری پرسید آفرین اسم کتاب معروفش رو هم می دونی؟ بچه هه یه کم فکر کرد و گفت: دیوان حافظ؟!
واقعا به کجا داریم میریم با این مسابقه های تلویزیونی!