با اجازه بزرگترها با رفیقم تو حیاط بودیم. رفیقم داشت حوض حیاط رو که چندتایی ماهی قرمز داخلش بود با شیلنگ پر می کرد. منم یه هو از دهنم پرید: داری چیکار می کنی؟ چرا ماهی ها رو خیس می کنی؟! یه هو دیدم رفیقم داره با تعجب بهم نگاه می کنه. گفتم: دوست داری ماهی ها تو رو خیس کنن؟
رفیقم که هنوز به هوش نیومده ماهی ها هم هنوز دارن حوض رو گاز می زنن!